تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
قهرى شده ؛ اميد اغماض هست . رجاء وثيق آنكه از بيانات كافيه و مواعظ شافيه و نصايح وافيهء آن جناب ، شرع شريف مروّج و مبرهن ، و اهالى به وجود شريف محظوظ و مستفيض و از كلمات حقّه مستفيد باشند و اين نعمت را مغتنم دانند و هميشه قدوهء مقتدين و اسوهء مهتدين باشيد و در مظانّ اجابت [ دعا ] ، اصلاح امور كافّهء مسلمين را از خداوند رئوف جلّ شأنه مسئلت نماييد . و السّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته ، الاحقر محمد كاظم الطباطبائى . « 1 » به همين نمط ، زمانى كه آيت اللّه حاجى ميرزا ابو تراب شهيدى قزوينى ( شاگرد برجستهء آيات عظام : صاحب عروه ، آخوند خراسانى و شيخ الشريعهء اصفهانى ، و نويسندهء كتاب مشهور « تذكرة الغافل و ارشاد الجاهل » در انتقاد از مشروطهء سكولار ) در آستانهء طلوع مشروطه از نجف به ايران بازگشت و در تهران رحل اقامت افكند ، صاحب عروه از معرفى و سفارش وى به بزرگان شهر دريغ نكرد و در نامهء مورخ 5 جمادى الثانى 1324 ق به آيت اللّه آقا سيد ريحان اللّه كشفى بروجردى ( از علماى وارسته و ذى نفوذ پايتخت ) از شهيدى با عنوان « جناب مستطاب شريعتمدار ، عماد العلماء الأعلام آقاى حاجى ميرزا ابو تراب شهيدىقزوينى دامت بركاته » ياد كرد و تأكيد ورزيد كه وى « مورد وثوق و اطمينان » او است ( متن نامهء مزبور در آينده خواهد آمد ) . نيز در همان ايام ، در نامه به يكى از رجال مهم و متدين تهران ضمن اشاره به مقامات والاى علمى و معنوى حاجى ميرزا ابو تراب ، خاطرنشان ساخت كه : از آن راهى كه خلوص نيت و حسن عقيدت و صفاء فطرت و مودت به خاندان رسالت صلوات اللّه عليهم اجمعين و محبت به علماء شريعت مطهره را از حضرت اجلّ و الا دامت شوكته مسبوق و معهود است و قرة العين محترم آقاى آقا سيد على وفقه اللّه تعالى شرحى از معالى اخلاق و مكارم صفات نفسانيهء آن جناب نوشته بود ، مناسب دانسته كه سركار اجلّ و الا دام اقباله العالى را دلالت نمايم به عالم ربانى و
هامش
( 1 ) . نام‌آوران علم و اجتهاد كرمان ، گردآورى و پژوهش : مجيد نيك‌پور ، صص 434 - 435 . چنان كه در اجازه‌نامه‌اى نيز كه در 1313 ق به ايشان داده آورده است : « بر اخوان مومنين از اهالى سيرجان و غيرهم وفّقهم اللّه تعالى مخفى نماند كه جناب مستطاب قدسى خطاب قدوسى انتساب ، عمدة الفضلاء الاطياب ، جناب آقا شيخ محمد باقر ادام اللّه تعالى توفيقه . . . از اهل علم و فضل و كمال و آراسته به صلاح و تقوى و سداد مىباشند ، لايق است كه اهالى آنجا وجود ايشان را مغتنم شمرده احكام حلال و حرام خود را از ايشان اخذ نمايند . . . » ( همان : ص 435 ) .