براى ارضاع ولدش و اگر چه ولد از خود زوجه باشد .
و اشكال به اين كه اجاره ، تمليك منافع است در اينجا لبن از اعيان است ، مدفوع است به اين كه مناط در منفعت بودن ، عرف است و در عرف ارضاع را از منافع حساب مىكنند . پس حاجت نيست به اين كه گفته شود مستأجَرٌ عليه ، فعل ارضاع است يا اين كه خارج به اجماع است . و بنا بر اين اجاره شاة مِنحَه « 1 » و اجاره چاه از براى آب كشيدن و حمام به اين كه در آن آب صرف مىشود و هكذا ، بى اشكال مىشود . و همچنين اجاره دادن درخت از براى ثمر آن . و هر گاه اجير شدن او منافى حق الاستمتاع زوج باشد ، جايز نيست . بلكه هر گاه منافى نبود و اجير شد بعد اتفاق افتاد كه زوج اراده استمتاع كرد ، حق او مقدم بر حق مستأجر .
سؤال 506
[ عدم بطلان اجاره بر اثر آزاد كردن بردهء ، اجير شده عدم بطلان اجاره بر اثر بيع عن مستأجره ]
شخصى عبد خود را اجير غير كرد و بعد او را آزاد كرد . آيا اجاره باطل مىشود يا نه ؟
جواب : باطل نمىشود . چنانچه هر گاه عين مستأجره را بيع كند ، اجاره برقرار است . و اشكالى در مسأله نيست هر چند نقل قول به بطلان شده است در مسأله عتق ، لكن الظاهر كما قيل إن القائل من العامة . و اگر آن اجاره را فسخ كردند ، منافع آن عبد مدة الإجارة بر مىگردد به مالك . و لازم نيست بر مستأجر يا بر مالك بعد الفسخ نفقه آن عبد ، چون وجوب نفقه تابع ملكيت عين است پس نفقه او از بيت المال است . و اگر نباشد ، از كسب خودش انفاق مىكند اگر منافى حق مستأجر نباشد . مثل اين كه در شب كسب كند براى انفاق بر خود . و اگر نتواند بدون منافى ، نفقه خودش مقدم است بر حق مستأجر . بلى ، ذمه او مشغول مىشود به مقدار آن از براى مستأجر .
و آن چه نقل شده از علامه در قواعد « 2 » ، از اين كه نفقه او بر مالك است ، از جهت اين كه منفعت او را استيفاء كرده است پس گويا باقى است بر ملك او ، ضعيف است .
سؤال 507
[ تلف عين مستأجره يا آن چه در حكم تلف است ]
هر گاه عبدى به اجاره داد و در يد مستأجر هم آمد و بعد از آن گريخت ، آيا مىتواند مستأجر فسخ نمايد يا نه ؟
جواب : تصريحى از علماء در اين مسأله و نظير آن ، مثل اين كه دابه را اجاره كند و در .
هامش
( 1 ) شاة مِنحه : گوسفند شيرده
( 2 ) قواعد الأحكام ، قطع رحلى ، جزء اول ، ص 225 .