تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سؤال و جواب ( استفتائات و آراء سيد يزدى صاحب عروة الوثقى ) ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤

[ بخش دوم معاملات ]

[ فصل اول ] سؤالات مربوط به بيع

سؤال 245

[ الزام مديون به دادن ضامن يا بيع شرط ] زيد مبلغى به عمرو مقروض است و نقد ندارد ولى ملك به قدر كفايت دارد . به عمرو مىگويد : از ملك من به قدر طلبت قبول كن . عمرو مىگويد : نمىخواهم . بايد حكما يا به من ضامن بدهى يا بيع شرط ، آيا شرعا تسلط دارد كه حتما و اجبارا از او ضامن يا بيع شرط بگيرد يا نه ؟ و يا بايد ملك به قيمت عادله قبول كند و يا صبر كند تا ملك به فروش برسد ؟ جواب : تسلط ندارد بر الزام مديون به دادن ضامن يا بيع شرط . كما اين كه مديون هم تسلط ندارد بر الزام داين به گرفتن ملك به عوض دين و لو به قيمت عادله بدون رضا . بلى داين را مىرسد مطالبه كند دين خود را اگر مديون معسر نباشد . و بر او واجب است اداء آن و لو به فروختن ملك ما دامى كه ضررى بر او نباشد زائد بر آن چه لازمه اداء دين است يا اين كه راضى كند او را به نحوى از انحاء .

سؤال 246

[ رجوع به كارشناس در ارزيابى قيمت ملك ] زيد مبلغى به عمرو مقروض است و از اداء نقدى عاجز است . ولى ملك به قدر كفاف دين دارد در بلد صاحب طلب و مىخواهد ملك به طلبكار بدهد ولى در قيمت ملك اختلاف دارند . آيا در تقويم ملك لازم است كه رجوع به مقوم بلد ملك نمايند يا نه ؟
سؤال و جواب ( استفتائات و آراء سيد يزدى صاحب عروة الوثقى ) ( فارسى ) — صفحة 144 | السيد محمد كاظم الطباطبائي اليزدي / سيد مصطفى محقق داماد