خلاصه : منسوخ بودن اين آيه از سوره مائده قطعى است و معلوم مىشود همه آيات آن محكم نيست . پس اينكه تمام آيات اين سوره « آخر ما نزل » باشد از مسلمات نخواهد بود .
4 - صحيحه زراره ( روايات گذشته مرسل بود ولى اين صحيحه است )
اين روايت را كه صاحب جواهر هم نقل كرده مربوط به مسح بر خفين است كه پيامبر صلى الله عليه و آله در اكثر عمر شريف بر خفين مسح مىنمودند اما وقتى كه سوره مائده نازل شد
( وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ . . . )
از آن رفع يد نمودند . به اين مضمون ، روايات زيادى است و اينها دلالت دارد كه اين سوره « آخر ما نزل » است و مسح بر خفين نسخ شده يعنى به عمل سابق پيامبر صلى الله عليه و آله نمىشود تمسك كرد چون اين سوره دو يا سه ماه قبل از وفات حضرت نازل شده است .
لكن دلالت اين روايت در ما نحن فيه نيز محل اشكال است ، چون دليلى وجود ندارد كه بعد از آن هيچ آيهاى نازل نشده باشد .
5 و 6 - روايت تفسير نعمانى و على بن ابراهيم :
در تفسير نعمانى از حضرت على عليه السلام روايتى نقل شده كه تصريح فرمودهاند : آيه سوره مائده
« وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ »
ناسخ قسمتى از آيه سوره بقره است كه مىفرمايد
« وَ لا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ »
، ولى قسمت ديگر آيه
« وَ لا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا »
به حال خود باقى است .
اين روايت در خصوص مسأله مورد بحث مىباشد . همين معنا در تفسير على بن ابراهيم نيز آمده است كه : و ترك قوله
« وَ لا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ »
على حاله لم ينسخ
با اينكه اين مطلب را على بن ابراهيم مستند به امام نقل نمىكند ولى اين گونه مطالب را ايشان بدون روايت نمىگويد . بنابراين ، بايد مأخوذ از معصوم باشد .
و لكن سند هر دو روايت محل مناقشه است . چون سند حديث تفسير نعمانى صحيح نيست و تفسير على بن ابراهيم هم بر فرض بپذيريم اين حديث از خود او