تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 5208

مساهمون:

ص٥٢٠٨

3 - روايت مجمع البيان كه مرحوم طبرسى ذيل آيه دوم سوره مائده آورده :

« لم ينسخ فى هذه السورة شىء و لا من هذه الآية . . . و هو المروى عن ابى جعفر عليه السلام » يعنى در اين سوره چيزى نسخ نشده و هيچ قسمتى از اين آيه هم - كه مشتمل بر قطعاتى است - نسخ نگرديده است . دلالت اين روايت از روايت قبلى ( عياشى ) بيشتر و محكم‌تر است ، چون نمىفرمايد اين سوره نسخ نشده تا منافات با يكى دو مورد نداشته باشد بلكه مىفرمايد چيزى از آن نسخ نشده است .

نظر استاد مد ظله :

اين روايت قبل از مجمع البيان در تبيان نيز آمده ( غالب مطالب مجمع البيان از تبيان اخذ شده است ) ابو الفتوح كه معاصر طبرسى است نيز نقل كرده است . ما به تبيان مراجعه كرديم ، در حديث « فى هذه السوره » نيست و در نقل آن مسامحه شده است . لذا معناى حديث اين است كه هيچ چيزى از اين آيه نسخ نشده است . ولى در عين حال ما مىبينيم قطعه‌اى از آيه شريفه ( كه مىفرمايد تحليل قلائد جايز نيست ) را منسوخ ( به آيه شريفه
قاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً
) دانسته و بر آن ادعاى اجماع كرده‌اند . مضمون آيه اين است كه اگر قلاده‌اى به گردن حيوان مىانداختند مصونيت داشت و يكى از مصاديق حيوان ، انسان است كه حيوان ناطق مىباشد ، او هم اگر شاخه‌اى از درخت حرم به گردن مىانداخت مصونيت پيدا مىكرد . در حالى كه مفسرين مفاد اين حديث مرسل - عدم نسخ جزئى از آيه - را بر خلاف اجماع دانسته و آن را كنار گذاشته‌اند زيرا طبرسى در مجمع البيان و شيخ در تبيان و ابو الفتوح در روض الجنان هر سه دعواى اجماع كرده‌اند كه اين بخش آيه منسوخ به آيه
قاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً
است .