« حبل اللّه المتين » تمسك جسته و بر كشتى نجات قدم نهاده بود .
او از خواب بيدار شد نگاهى به اطراف انداخت ، خوابى كه ديده بود برايش تعبير شد . و همان خاك پربركت و نورانى را كه در خواب ديده بود بر بدن خود مشاهده كرد ، ديد كاروانى آمده و رد شده است .
نور پرده غفلت و جهل را كنار زد ، انگاه فرشته حقيقت در جلوش هويدا شد . و او را به سوى كشتى نجات و مصباح هدى راهنمون ساخت . او در حالى كه محبت اهل بيت را بدل گرفته بود بر وادى « طور ايمن » قدم نهاد ، وارد حرم سيد الشهداء شد و اين اشعار را سرود :
اذا شئت النجاة فزر حسينا * لكى تلقى الاله قرير عين
فان النار ليس تمسّ جسما * عليه غبار زوار الحسين
اگر خواستى نجات يا بى ، امام حسين را زيارت كن ، تا با سفيد روئى خدا را ملاقات كنى همانا آتش بر بدنى كه غبار پاى زوار حسين بر آن است حرام است پس بر كسى كه داخل حرم او شد آتش جهنم حرام خواهد بود ) او پس از اينكه اكسير عظيم محبت را بدست آورد و در محبت خود اخلاص مىورزد و مورد توجه و عنايت اهل بيت مىشود ، و تخلّص خلعى از طرف امام حسين به او داده مىشود .
* * * * *