خود ، دست به تحريف تاريخ ، و دروغپردازى زده و مىنويسند « علمى كه عمر بن خطاب داشت چندين برابر علم على بود ! . . . گفتار اين جاهلان ( كه قائل به اعلميت على مىباشند ) باطل است و كسى كه در مسئله با ما مخالفت كند يا جاهل است يا بىحيا كه دروغگوئى و جهلش آشكار مىباشد » « 1 »
موسى جار اللّه هم از اين شخص رذل و پليد تبعيت كرده و ادعا مىكند كه عمر افقه صحابه به قرآن و سنت نبوى بوده است »
گويا اين افراد خبر از كتابهاى خود ندارند . بطلان حرف اين گونه افراد واضح و آشكار مىباشد . امّا براى اينكه نهايت ، دروغگوئى ، و خبث باطن اين افراد معلوم شود ، سيرى در كتب خودشان مىكنيم .
شاهكارهاى علمى عمر
مرحوم علّامه در الغدير صد مورد از شاهكارهاى علمى عمر را از كتب اهل سنت ذكر مىكند . كه ما در اينجا به چند مورد اشاره مىكنيم : تا معلوم شود گفتههاى فوق چقدر بىاساس مىباشد و معلوم شود كه نهتنها عمر افقه صحابه نبوده بلكه جاهلترين صحابه ، و باب جهل بوده است . و صحابه پيامبر حتى زنان پردهنشين حق استادى بر عمر دارند .
هامش
( 1 ) - الفصل ج 4 / 138