و خود عمر در موارد متعددى مكرر مىگفت : « لو لا على عليه السّلام لهلك عمر » ، « اگر على نبود عمر هلاك مىشد . » ؛ « خدايا مرا در هيچ مشكلهاى قرار نده كه على بن ابيطالب نباشد » ؛ « پناه مىبرم به خدا از مشكلى كه على آنجا نباشد » ؛ « زنان عاجز هستند فرزندى مثل على بياورند » يا « به تحقيق اگر على نبود عمر هلاك مىشد » يا « اى على اگر تو نبودى ما بىآبروى مىشديم . »
جعل حديث در علم عمر . . .
در مقابل اين منقبت حضرت امير ، روات كذاب احاديثى در منقبت اربابان خود جعل كرده و تابعين آنها در كتب خود ذكر نمودهاند .
كه چند نمونه از آنها را ذكر مىكنيم :
ابن حجر هيتمى در كتاب « الصواعق المحرقه » صفحه 20 مىگويد : پيامبر فرمود : « انا مدينة العلم و ابو بكر اساسها و عمر حيطانها و عثمان سقفها و على بابها » يعنى : من شهر علم هستم ابو بكر اساس آن ، عمر ديوار آن ، عثمان سقف آن ، و على در آن است !
ابن حجر اين روايت را از « فردوس الاخبار ديلمى » نقل مىكند ، اين حديث در « فردوس الاخبار » و « صواعق » بودن سند ذكر شده است ، و بعضىها به آخر حديث اضافه مىكردهاند « و معاوية حلقتها » ( و معاويه حلقهء در آن است ) .
حديث ديگرى جعل كردهاند كه « اگر علم عمر در يك كفهء ترازو قرار گيرد و علم تمامى مردم روى زمين در كفهء ديگر ، علم عمر سنگينتر خواهد بود . »