روزى خليفه قصد زيارت قبر سلمان فارسى را نمود ، ابو الحسن اقساسى نيز همراه وى بود . مستنصر در راه به اقساسى گفت : يكى از دروغهايى كه غلات شيعه براى على عليه السّلام روايت مىكنند اين است كه در روز وفات سلمان فارسى ، على ابن ابيطالب « طىّ الارض » كرده و به مدائن آمده و سلمان را غسل و كفن نمود و همان شب به مدينه بازگشت .
اقساسى وقتى شنيد كه خليفه اين فضيلت حضرت امير عليه السّلام را كه در تاريخ مسطور است نفى مىكند و بعيد مىشمارد بالبداهه اين ابيات را سرود .
انكرت ليلة اذ صار الوصى الى * ارض المدائن لما ان لها طلبا
. . . و قلت : ذاك من قول الغلاة و ما * ذنب الغلاة اذ لم يوردوا كذبا ؟
و آصف قبل ردّ الطرف من سبأ * بعرش بلقيس وافى يخرق الحجبا
( اى مستنصر تو شبى را كه وصى پيامبر به مدائن طى الارض نمود انكار كردى . همان شبى كه در مدائن به وجود على نياز بود .
و گفتى : اين حرفها ، از گفتههاى غلات است ، ولى غلات چه گناهى كردهاند اگر اين خبر دروغ نباشد . از طرفى هم اعتقاد دارى كه « آصف برخيا » در كمتر از يك چشم برهم زدن طى الارض نمود و تخت بلقيس را از سرزمين سبا به بيت المقدس آورده است . عجب است تو اين مطلب را در مورد « آصف برخيا » غلو نمىدانى ولى در مورد وصى پيامبر غلو مىدانى اگر احمد بهترين رسول خدا است ، على نيز بهترين اوصياء مىباشد ، مگر اينكه بگوئى همهء اخبار دروغ است .