غمگين ساختى بر توست كه زود به نزد ايشان رفته و عذرخواهى كنى . بعد او را برداشته خدمت مسعود ابن بابويه برده و از عنايت و شفقتى كه به اين شاعر داريم با خبرش سازى .
سيد همان ساعت ، راهى منزل شاعر شده و از او معذرت خواهى مىكند ، بعد ايشان را پيش سلطان برده و از قضيه مطلعش مىسازد سلطان بعد از شنيدن رؤيا مقدم او را گرامى داشته و عطائى به او مىبخشد و دستور مىدهد شعرش را در حضور او بخواند .
وفات شاعر
ابن حجاج در جمادى الاخر ( 391 ه - ق ) در « تيل » ( شهرى بين كوفه و بغداد ) دار فانى را وداع گفت جنازه او را به بقعهء مباركهء امام كاظم عليه السّلام برده و دفن مىكنند ، او وصيت كرده بود كه در پائين پاى دو امام او را دفن كنند ، و بر سنگ قبرش نويسند
« وَ كَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْهِ بِالْوَصِيدِ »
( سگ آنان بر درگاه دست خود را گشوده بود )
غديريهء ابو الحسن فنجكردى - ( 513 - 433 )
ايشان از رجال برجستهء ادب و حاذقان و پيشوايان در لغت است ، با وجود اين ادب بارع از فقهاء ، و شيوخ حديث به شمار مىآيد .
مردى عفيف ، بىتكلّف ، خوشبيان ، و حقشناسى خوشكردار بود .
اينك فرازهائى از غديريهء ايشان ذكر مىشود :