تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
به دامن او زند ، هرگز دچار خوف و واهمه‌اى نخواهد شد ) ولى ترا عقب زدند و سخن رسول خدا را زير پا افكندند و سخن پيامبر كه فرمود اين برادر و خليفه من است . از اين حق‌كشى ، آنها را باز نداشت .

عنايت اهلبيت به ابو حجاج

در كتاب « الدرّ النضيد » آمده است : موقعى كه سلطان مسعود فرزند بابويه ، به حرم شريف امير المؤمنين وارد شد ، با حسن ادب ، اعتاب مقدسه را بوسيد ، ابو عبد اللّه ابن حجاج در برابر او ايستاد و قصيدهء فائيه را كه قبلا ذكر شد انشاء كرد . چون به ابياتى رسيد كه فحش و ناسزا نثار دشمنان على عليه السّلام كرده بود سيد مرتضى « 1 » با خشونت او را از خواندن اين‌گونه اشعار در حرم شريف علوى منع فرمود ، و او هم ساكت شد . شب ابن حجاج على عليه السّلام را در خواب ديد كه حضرت به او مىفرمايد : اندوهگين مباش مرتضى ( علم الهدى ) را فرستاديم براى معذرت‌خواهى بيايد ، تا نيامده از خانه خارج مشو ! شريف مرتضى هم در آن شب رسول اكرم را خواب مىبيند ، كه ائمه بتمامى در اطراف او نشسته‌اند ، سيد سلام مىگويد ، و از پاسخ آنان احساس سردى مىكند ! سيد از علت اين سردى مىپرسد ؟ حضرت مىفرمايد : به خاطر اينكه شاعر ما ابن حجاج را دلشكسته و
هامش
( 1 ) - سيد مرتضى ( برادر سيد رضى جمع‌آورى كنندهء نهج البلاغه ) از علماى و مفاخر اسلام و تشيع و مرجع آن زمان مىباشد ملقب به علم الهدى .