افتراءهاى شنيعى كه بر شيعه زدهاند فراوان است كه اين خود بذرى است براى هرمفسده ، و وسيلهاى است براى تحريك تعصبات جاهلى ، و سنگ تفرقه انداختن بين مسلمين است ، اين بزهكاران از اتفاق و اتحاد مسلمين پيوسته در عذاب بودهاند ، كه با نگارش اكاذيب به ايجاد تفرقه ميان امت اسلامى پرداختهاند ، مرحوم علامه قدّس سرّه براى شناساندن اين عناصر پليد و از خدا نترس در جلد سوم به بررسى 16 كتاب از اين كتابها مىپردازد تا براى جامعه روشن شود كه اينان چگونه آيات قرآن را ملعبهء دست خود قرار داده و به تحريف آن پرداختهاند ، و عبرتى باشد براى ديگران كه با هواپرستى به بازى با احكام الهى نپردازند ، و طرفداران فضيلت و اخلاق از قربانيان هوى و هوس و سقوط هتاكانهء آنان آگاه گردند ، تا بدين وسيله هرنويسنده در كار خود امانتدارى و تقوى را رعايت كند .
افترائات « ابن عبد ربّه » بر شيعه
1 - ياوهسرائىهاى ابن عبد ربّه در « العقد الفريد »
خواننده در اولين مرحلهء برخورد با اين كتاب خيال مىكند كه يك كتاب ادبى است نه مذهبى ، و در آن يك نوع پاكى خاصى مشاهده مىكند ، ولى همين كه گذرش به مباحث مذهبى افتاده . نويسنده را يك افتراگو و دروغپرداز و جفاكار مىبيند ، براى نمونه در جلد اول كتابش در صفحهء 266 و 268 مىنويسد :
1 - رافضيان ( شيعه ) يهود اين امت هستند ، اسلام را دشمن