وحدت اسلامى در اعتقاد علّامه
اما نكته قابل توجه اين است كه مراد ايشان از وحدت ، آن وحدتى نمىباشد كه بعضى از استعمارگران و سياستمداران براى رسيدن به اهداف شوم خود ، به دست عمّال خود علم مىكنند اينان مرادشان وحدت نمىباشد بلكه اينها مىخواهند ، مردم را به همان جهل اوليه خود برگردانند ، و در سايه اين به اهداف خود برسند . اينان از دين چيزى نفهميدهاند ، جز رياست و مقامپرستى ، و هدفشان از اين شعار ، پرده نهادن بر روى وقايع مسلّم تاريخى مىباشد . نه اينكه هدفشان رسيدن به وحدت باشد ، بلكه هدف اينان رسيدن به رياست است ، تحت هرعنوانى كه باشد .
وحدت در نزد علّامه بر مبناى اظهار حقايق در بين امت اسلامى استوار بود . نه اينكه به خاطر وحدت پرده روى مسلمات تاريخى بكشيم ، بلكه گردوغبارى كه بعضى قلم به دستان مزدور و هواپرست روى حقائق كشيدهاند بايد از بين ببريم ، تا حق و حقيقت براى همگان واضح و روشن شود ، و راه راست را پيدا كنند ؛ اين وقت مىباشد كه ما به وحدت كه همان وحدت قلوب باشد دست پيدا خواهيم كرد .
ولى اگر اين گونه نباشد وحدت فقط وحدت جسمانى خواهد بود با بغض و كينههاى قلبى .
به عبارت واضحتر وحدت در اعتقاد او در سايهء تمسّك جستن به « حبل اللّه » كه همان ولايت اهلبيت عليهم السّلام است . ميسّر مىباشد . و