كسى يافت نمىشود كه با نام « الغدير » و علّامه امينى آشنا نباشد . با آنكه مطالب « الغدير » به مذاق بسيارى خوشآيند نمىباشد ، لكن از آن جائى كه با اتكاء به منابع و مآخذ متيقّن نوشته شده ، تاكنون ظرف اين مدت كسى يا گروهى نتوانسته نقدى يا ردّى بر كتاب الغدير يا حتى نقدى بر صفحهاى از صفحات آن بنويسيد . وقتى عدهاى از اهل سنت از بزرگ خود درخواست مقابله با علامه امينى و كتابش را مىكنند ، او بعد از خواندن « الغدير » مىگويد : اگر بخواهيم با الغدير مبارزه كنيم ابتدا بايد كتابهاى ، خودمان را نابود كنيم ! ! !
خود مرحوم علّامه فرمودهاند : كه من براى نوشتن « الغدير » دههزار كتاب را از باى بسم اللّه تا تاى تمّت خواندم و به صد هزار كتاب مراجعات مكرر داشتم ( و بايد توجه داشت كه برخى از اين كتب خطى و در چندين مجلد بودهاند كه اگر الان چاپ شوند به دها جلد مىرسد ) .
لذا حضرت آية اللّه حكيم دربارهء الغدير مىفرمايند :
« لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ »
و بعضى از بزرگان فرمودهاند :
« لا رَيْبَ فِيهِ ، هُدىً لِلْمُتَّقِينَ » .
مصادر و منابعى كه در تدوين الغدير مورد استناد قرار گرفته ، همگى از كتابهاى علماى اهل سنت مىباشد . خود علّامه فرمودهاند :
« مطالبى كه در الغدير گفتهايم ، مذهبى نمىباشد ، بلكه اسلامى است » يعنى مسائلى نمىباشد كه فقط مذهب شيعه بدان معتقد است ، بلكه مطالبى است كه ميان تمام مذاهب اسلامى ، متفق عليه مىباشد . و