داستانى دروغ است كه شيعه آن را ساخته و پادشاهان شيعه براى احتياجات سياسى خود آن را تأييد كردهاند ، اين مقدار دانش ما بلكه دانش آنها بود ، اما هماكنون كه فصلها و بخشهاى « الغدير » را خواندم خود را در كنار رودى جارى بلكه در برابر دريايى مىبينيم كه مشحون به لؤلؤ و مرجان و درّهاى تابناك مىباشد . آرى ، من در برابر بزرگ درياى غدير ايستادم و در ژرفاى آن فرورفته و شنا كردم .
و رهنمون گشتم كه واقعه غدير حق است و ساختگى نمىباشد و مردم ندانسته سخن مىگويند خدا مؤلف الغدير را جزاى خير دهد . . .
و در پناه خود نگاه دارد و همچون شمشيرى برّان باقى بدارد . » « 1 »
5 : تقريظ استاد يوسف اسعد داغر بيروتى ، دانشمند و محقق مسيحى ، مورخ پركار و صاحب تأليفات فراوان از جمله « مصادر الدراسة الادبية » مىباشد ،
مىنويسد : « به خدا سوگند اگر براى شيعه ، در قرن چهاردهم هجرى ، نمىبود جز امينى بزرگ و « الغديرش » و مرحوم سيد محسن امين و « اعيان الشيعهاش » و علامه كبير شيخ آغا بزرگ تهرانى و « الذريعهاش » در نظر خردمندان ، همين مردان دين براى خدمت به علم و اجتماع و هدايت افكار كافى بودند . . . » « 2 »
* * * * *
هامش
( 1 ) - الغدير آغاز جلد دوم
( 2 ) - الغدير ج 11 - صفحهء ك »