نه از قاموسِ پيدا و نهان خاطر به هيچم شاد * نه از تقويمِ شطرنجى زمان ، صبحىّ و شامى خوش
چو فهرستِ دريغ و درد ، داغ آجين دلى دارم * كه شيرين تلخ تسخر داند ار نامى ، چو كامى خوش
* * *
خوش آن عهدى كه بودم رند و جوياى مى و معشوق * به ديدارِ حريفان ، روز و شب ، با كام و جامى خوش
خوش آن عهدى كه عاشق بودم و در گير و دارِ شوق * به لبخندى ، نگاهى ، وعدهاى ، پيكى ، پيامى خوش
خوشا باغِ نخستين عشق و من نو باغبان ، پر سعى * به شيرين نوبرِ پاسخ گرفتن از سلامى خوش
كنون اسبى پريزادم ، كه ديگر داشت نتوانم * سر از فرزند و زن ، يا شعر و شهرت ، با لگامى خوش
الا رخشِ حقيقت پويه افسانه جولان ، كو * كز او در قعرِ هشتم خان كند دل پورِ سامى خوش
پس از عمرى كه ژرف آميختم با محضِ هر كامى * حلالى نغز ، يا - ايزد ببخشايد ! - حرامى خوش
قصورِ عهد و ايمان را بسى تا اوجِ برتر بام * در امصارِ معانى درنورديدم به گامى خوش
بسى در نيستانِ خفته شيران شعله فرياد * فكندم ، با خروشان شعر و بى پروا پيامى خوش
همه سرّ و سرود و هوش و همّت ، وقفِ آنم بود * كه در جنگِ بد و بيداد و رزم اهتمامى خو