طالعى : مرحوم آقاى نجمى كتابى به نام سيرى در صحيحين و كتابى در كلمات سيد الشهدا نوشتند . ايشان مىفرمودند : من اوائل طلبگى ام بود . مقدارى از سطوح خواندم و حساس شدم به اين صحاح بخارى و مسلم كه اينها چه مىگويند ؟ اين دو كتاب را امانت گرفتم و در يك دفترچه جيبى مقدارى را نوشتم كه محل خدشه مىتوانست باشد . يك وقتى رفته بودم تبريز شرفخانه ، منطقه خودمان . اتفاقاً آقاى امينى آمده بودند آنجا . رفتم دفترچه را با خودم بردم . من يك جوان 18 يا 20 ساله بودم و آقاى امينى علّامه مشهور و بزرگ بود . علّامه دفتر را كه ديد گفت : « ادامه اين كار بر تو واجب است » . گفتم : « آقا ، من سوادم نمىكشد .
همين قدر بلد بودم كه نوشتم » . گفتند : « بنويس و عميقتر بنويس » . گفتم « بلد نيستم » . گفتند « هر چه مىتوانى بنويس خودم تصحيح مىكنم » . آقاى نجمى مىگفتند كه گاهى اوقات علّامه مىآمدند ايران ، و گاهى من نوشتههايم را توسط مسافر برايشان مىفرستادم ، يكى يكى تصحيح مىكردند ، و ادعا مىكنم كه تمام سطرها را علّامه با حوصله يكى يكى خوانده بود .
طباطبايى : اين نقاط و جاى خالى در نسخه چه بود ؟ در نسخه اصل خوانده نمىشد ؟
بله . من يك ذره بين قوى تهيه كرده بودم . چون آدم حالاتش فرق مىكند . يك عبارتى وقتى خوانده نمىشود و وقتى ديگر خوانده مىشود .
طباطبايى : يعنى اگر ما نسخه نجف را هم داشتيم ، باز هم مشكل داشتيم ؟
يقيناً باز هم مشكل داشتيد . غير ممكن بود بتوانيد آن موارد را بخوانيد . چون اگر ممكن بود بالاخره خوانده مىشد . من خيلى وقت گذاشتم ، در شرايط مختلف دقت كردم و نشد .
طباطبايى : حال و هواى ادبى اين كتاب هم با الغدير خيلى فرق مىكند .
بله . خيلى فرق مىكند . ايشان محور كتاب را روايات قرار داده و با همان لسان ساده روايات كتاب را نوشتهاند . ادبيات نهج البلاغه با روايات اصول كافى خيلى متفاوت است . قلم الغدير خيلى خاص است .
امين شريعت : ويژه نامه همايش رونمايي از كتاب المقاصد العلية في المطالب السنية ( فارسى ) — صفحة 311
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣١١