تقدمى : مرحوم حسينى تهرانى با علّامه امينى ارتباط داشتند ؟
بله فراوان ارتباط داشتند .
تقدمى : مكاتبات هم داشتهاند ؟
بله . خود ايشان يك بار در تهران كتابخانه خود را بررسى كردند ، يك سرى از مآخذ اهل سنت و بعضى كتابهاى روايى شيعه مثل بحار و مستدرك و وافى و امثال اينها را نگه داشتند و بقيه كتابخانه را به طور كلّى اهدائى فرستادند براى كتابخانه علّامه امينى به نجف . خيلى از اوقات در نجف اشرف با ايشان محشور بودند . هر كسى دأبى دارد ، مرحوم سيد هاشم حسينى تهرانى در تلقيب خيلى ممسك بود و به راحتى لقبى به كسى نمىداد ، و در مورد خودش هم راضى نبود لقبى نوشته شود و شايد همان « علّامه فقيد » هم كه ما روى جلد كتاب بوستان معرفت نوشتيم احتمال مىدهم ايشان راضى نبود و نوشتيم . آقاى سيد محمّد سبط ( مدير نشر منير ) گفتند بنويسيد . چون وصىّ ايشان مرحوم سيد محمدعلى سبط بودند ، آقايان سبط خيلى به ايشان علاقه داشتند . مرحوم حسينى تهرانى يك وقتى به من فرمودند : « اسم من چهار كلمه است : سيد هاشم حسينى تهرانى . اگر دوست داشتى حاج اولش بگذار چون به مكه هم رفتهام » .
به هر حال ، با وجود ممسك بودنِ ايشان در تلقيب ، در تعليقهاى در توضيح المراد به مناسبتى در بخش امامت مىفرمايد : « بحث از خلافتِ بلا فصل به خصوص در دلالت حديثِ غدير را مرحوم فخر الشيعة وذخر الشريعة ومفخر أهل الإسلام العلّامة الأميني تغمّده اللّه برحمته ، اينها را در الغدير مستوفى بحث كردند ، من أراد فليراجع » .
طالعى : علّامه در نوارهايشان هم با يك سوزى مىگويند كه انگليس پول مىدهد كتاب بنويسند و تفرقه بين شيعه و سنى بيندازند .
بله . و روى اين حساب ، تعبير ايشان اين بود كه ديدِ حوزه خلاصه شده است در فقه و اصول و آن كه بايد محور كار تشيع باشد كه احياى حقوق اهل بيت عليهم السلام و مسئله امامت است در حد كتب و كتابخانههاست .
امين شريعت : ويژه نامه همايش رونمايي از كتاب المقاصد العلية في المطالب السنية ( فارسى ) — صفحة 309
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٠٩