طالعى : پس اين مشكلِ قمِ امروز نيست ؛ از قديم در نجف هم بوده است .
همين طور است . اين شد كه ايشان تماماً رفتند سراغ اين كار . اگر در نظرتان باشد در همين نوارهاى مشهد ، ايشان با خيلى سوز دل ، مىفرمايند : « كتاب صحيفه سجاديه كتاب درسى حوزههاى تشيع بود . چقدر معارف در اين كتاب هست » .
تقدمى : انتقال مرحوم علّامه از فضاى اين كتابها به فضاى الغدير را پىگيرى كرديد ؟
چگونه ايشان وارد الغدير مىشود ؟ مثلًا شهداء الفضيلة يك عنوان خاصى است ، رجال آذربايجان يك عنوان خاصى است و فضاى آن متفاوت است .
بله . من ديگر آن دقائق را پيش نيامد از مرحوم حسينى تهرانى بپرسم . اگر مىپرسيدم حتماً ايشان اطلاع داشتند . يك نكتهاى را مرحوم حاج آقا رضا امينى در يك روز اربعين فرمودند .
من بعد از صحافى ، كتاب مقاصد را بردم پيش ايشان . گفتم شما با خط مرحوم پدرتان آشنا بوديد . اين كتاب را مىتوانيد جاهاى خالىاش را براى من پر كنيد . اهل البيت أدرى بما في البيت . ايشان آن روز يادم است تعريف كردند :
يك روز ساعت سه بعد از ظهر بود ، و هواى نجف بسيار گرم بود . ديدم در مىزنند . پدرم مرحوم علّامه از سرداب آمد بالا . ديد مرحوم آقاى خوئى است . گفت : « چه شده آقا ؟ كجا بوديد در اين گرما عصا زنان آمدهايد خيسِ خيس شدهايد » . آقاى خويى فرمود : « آقاى امينى ، بگذاريد من بيايم داخل » . علّامه ايشان را دعوت كرد آمدند تو . بعد آقاى خويى فرمودند :
« بعضى از طلبههاى نجف در نبوت خاصّه شك دارند ، كارى بكن » . پدرم رو كردند به آقاى خويى و گفتند : « من سى سال پيش به شما گفتم كه اين حوزه ، با اين وضعيتى كه دارد ، رو به فناست » . بعد آقاى خويى براى پدرم تعريف كرد كه « من امروز يك روايتى را از قول پيغمبر اكرم ، سر درس خواندم . حديث ، سندش صحيح است و هيچ مشكلى ندارد . صحبت تقيه هم كه نيست . بعضى از حاضران قبول نكردند و زير بار روايت نرفتند » .
همانطور كه گفتيد ، اين مشكلات فقط درد امروز ما در اينجا نيست .
امين شريعت : ويژه نامه همايش رونمايي از كتاب المقاصد العلية في المطالب السنية ( فارسى ) — صفحة 310
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣١٠