الغدير خراب كنند . تنها راهشان همين است . يا مثلًا بگويند : اين عبارتى كه شما آوردهايد نصّ كامل نيست . خب كاملش را بياورند ببينيم چه مطلبى را مىتواند عوض كند ؟ ! . از نظر علمى نمىشود با الغدير مناقشه كرد . البته قوىتر از الغدير ، كتاب عبقات است ، بلا اشكال . الان دويست سال است كه از تأليف عبقات گذشته و نمىشود با عبقات مناقشه كرد . بله اشكالاتى جزئى دارد . البته كارِ فردى ، هميشه اشكالات دارد و خالى از اشكال نيست . آن هم با اين عمق و با اين وسعت كار كردن . مرحومِ پدرتان ( آقا سيد عبدالعزيز طباطبايى ) برخى اشكالات الغدير را رفع كرده . مثلًا سه تا قرطبى هست . آقاى امينى اشتباه كرده و احوالات يك قرطبى ديگرى را ذيل يك قرطبى ديگر گذاشته . مرحوم محقق طباطبايى خيلى مؤدّبانه اين مشكل را رفع كرده . يا مثلًا كسى وفاتش 999 است ايشان نوشته 1000 . اين اشكالات جزئى هست و در كليّت بحث ، چندان مهم نيست .
مرحوم امينى در كتاب الغدير ، علم و عدالتِ صحابه را زير سؤال برده . شجاعت آن مشايخ را هم زير سؤال برده . تمامِ اوصافى كه بايد خليفه رسول اللّه داشته باشد تا بر مبناى خود اهل سنت بتواند مورد انتخابِ مردم بشود و جانشينِ انتخابىِ رسول خدا شود همه را زير سؤال برده . كتاب الغدير ، هم ساخته ، هم خراب كرده ؛ هم آنچه را مربوط به اميرالمؤمنين است ساخته ، هم آنچه مربوط را به شيوخ ثلاثه است ، خراب كرده . تا چه رسد به معاويه و امثالش .
تقدمى : اينكه ايشان در بحث برائت محكم ايستاده ، وجه مهمى است . ديدهايم كسانى در امامت كار مىكنند ، اما وارد مباحث برائت نمىشوند .
ببينيد ، نمىشود خليفه رسول اللّه جاهل باشد . اينكه خليفه « جاهل » باشد ، نمىشود . آن هم جاهل به امورى كه عوام الناس هم مىدانند . حتى اقل طلاب خبر دارند . الفاظِ عربىِ قرآن را جانشين پيغمبر خدا نتواند درست بفهمد ، نمىشود . اين نوادر الأثر ( در جلد ششم الغدير ) كتاب كوبندهاى است . ما در مباحثِ علمىمان براى ردّ امامتِ خلفا ، و اثباتِ عدمِ لياقتِ آنان براى جانشينىِ پيامبر اكرم ، بايد ببينيم آنان چه چيزى را براى خليفه شرط مىدانند و ارزش مىدانند ، ما همانها را بررسى كنيم و ببينيم در خلفا وجود داشته يا نه ؟ به بحثهاى ديگر
امين شريعت : ويژه نامه همايش رونمايي از كتاب المقاصد العلية في المطالب السنية ( فارسى ) — صفحة 282
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٢٨٢