تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امين شريعت : ويژه نامه همايش رونمايي از كتاب المقاصد العلية في المطالب السنية ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
گفتم : خب ، ما هم ارباب داريم » . بعد ايشان كتاب‌هايى را كه شماره‌هايش را يادداشت كرده بود ، طلبيد . وقتى كتاب‌هاى خطى را براى ايشان آوردند - خطىهاى كهنه و مهم كه جاى ديگر كمتر هست - ايشان فرمودند كه آوردند من نگاه كردم ، ديدم اشتباه است ، چيز ديگر است اين كتاب نيست . به على عرشى گفتم كه اين مثلًا تفسير سفيان ثورى نيست . او همانطور با تبختر گفت : تا حالا كه تفسير سفيان ثورى بوده ! من گفتم : خوب از اين به بعد مىخواهد تفسير سفيان ثورى نباشد ! بعد گفت : خوب اگر اشتباه است پس چيست ؟ ايشان فرمودند من مراجعه كردم صحيحش را گفتم . يكى ديگر را آوردند باز اشتباه درآمد . گفتم : آقا اين اشتباه است ، اين كتاب نيست . گفت : پس چيست ؟ دقت كردم از مشايخ إسنادش فهميدم ، گفتم : اين معانى الأخبار كلاباذى است . سوم ، چهارم ، همينطور دنبال هم اشتباه درآمد ، و اين موجب شد كه او خضوع كند ! و امينى را شناخت و تسليم شد . بعد گفتند كه به او گفتم : مدت كتابخانه كه براى مردم باز مىشود چقدر است ؟ مثلًا گفت شش ساعت . گفتم : من از جاهاى دور آمدم و ماندن من در اينجا خيلى محدود است ، اين مقدار وقت به درد من نمىخورد . او گفت : چقدر وقت مىخواهى ؟ گفتم : چهارده ساعت . گفت : اشكال ندارد . من يك نفر را معين مىكنم از فردا كه شما در بزنيد ، در را باز كند و چهارده ساعت اينجا تشريف داشته باشيد . گفتند رفتم منزل و فرداى آن روز برگشتم و در زدم ديدم خودش آمد و در را باز كرد . گفتم كه : پس خوب است من كسى را كه براى باز كردن معين كرديد بشناسم . گفت : آقا خودم هستم در اخيتار شما ! نوشته‌اند كه ايشان به سوريه و حلب هم مسافرت كرده‌اند ؟ محقق طباطبايى : بلى ، سفرهايى كه من رفتم به سوريه و حلب در كتابخانه ظاهريّه ، خيلى كتاب‌هاى قديمى ارزنده‌اى بود و ايشان آن وقت ، تابستان ايران بود ، نامه‌هاى مكرر خدمت ايشان نوشتم كه : ضرورت دارد شما به اينجا تشريف بياوريد . و مىدانستم چه چيزى جلب توجهشان مىكند همان را مىنوشتم ، كتابها را مرتب مىنوشتم كه فلان كتاب هست به فلان تاريخ ، فلان كتاب هست به اين مشخصات ، خصوصيت مقروّ بر مشايخ ، و كتاب‌هاى متعدد را