آثار اين نويسندگان مشاهده مىكند . اينها از محسنّات نوشته ، و متناسب با شخصيت نويسنده است ، چنان كه به حكم الرائد لا يكذب اهله مرتكب دروغ و خلاف نمىشود » . « 1 »
پس گويد :
« ولى در همين قوم كسانى پيدا مىشوند كه مؤلّفاند و در تأليفات خود معرّف نابخردى خويش هستند » . « 2 »
علامه رحمه اللّه إميل درمنگام را نمونهء اينگونه افراد خوانده و گويد :
« در ميان اين گروه كسى پديد آمده است كه پس از گذشت مدتى دراز ، مىخواهد مردم را به جاهليت نخستين بازگرداند و به تعصّبهاى پوسيده فراخواند و جانبدارىهاى جاهلانه ابراز دارد . قيام كرده تا مسيحى را مژده دهد كه از دو طبيعت [ خدائى و بشرى ] تلفيق شده باشد ، و با اين كار در تأليف خويش خود را خوشبخت مىداند . گمان مىكند مطالب جديدى ارائه داده ، و مثل كسانى كه فلسفه دانى را به خود بندند ، با لكنت زبان ، و پشت هم اندازى ، با تحريف كلمات از جاى خود ، و تأويل آيات به رأى ناقص خود ، و با استفاده از احاديث ، با فكر ضعيف خود مىخواهد اظهارنظر نمايد . بزعم فاسد اين مرد مسيحى پيغمبر اسلام يكى از مبشران مسيحيت صحيح بوده است ؛ همان مسيحيت كه در حقيقت چيزى جز گمراهى محض نيست .
اين نويسنده در عين حالش مزورانه و رواياتش آميخته با خيانت و در نصايحش سوءنيّت دارد و عموما نوشتههايش كثيف و آلوده است .
نسبت به مقام قدسى رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گستاخى نموده ، از حق و حقيقت بدور افتاده ، و همهء اين مطالب را به اسم كتاب « زندگانى محمد » تمام مىكند .
اين مرد را بشناسيد او استاد « إميل درمنگام » است . « 3 »
هامش
( 1 ) . الغدير ، ج 3 ، ص 10 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . الغدير ، ج 3 ، ص 10 .