قرآن اشارهاى به آن نداريم و در غير از كتب شيعه احدى نگفته است كه آيهء
فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ
« 1 » دربارهء آن نازل شده باشد و هيچ فرد جاهلى نه آن را ادعا مىكند و نهچنين دعوائى را مىپذيرد ، و كتب شيعه اسناد آن را به باقر و صادق [ امامان شيعه ] مىدهند ، ولى به احتمال صحيحتر سندش ساختگى است و گرنه باقر و صادق جاهل خواهند بود . ( ص 32 - 166 ) » . « 2 »
علامه در پايان ذكر تحريفات موسى جار اللّه و پاسخهاى به آنها گويد :
« و ما را نمىرسد در بافتههاى خيالى اين كتاب بيشتر بحث كنيم ، زيرا هربرگ آن در بىمايگى از هرياوهاى بىاساستر است ، و نشاندهندهء اين حقيقت است كه مؤلفش دور از آداب اسلامى و دور از معارف قرآن و حديث ، در هردانش كممايه ، و از هرخوى نيكى تهى است . بسيار بد دهن ، و فحاش است ، و با اين حال خود را در كتابش از فقهاى اسلام مىخواند . اگر اسلام فقهش و فقيهش چنين است ، و اگر اسلام عملش و عالمش بهوجود او معرفى مىشود ، و اگر نمونهء كتاب و نويسندهاش اوست [ پس ]
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
« 3 »
علامه در اين بخش شانزده جلد كتاب را نقد نمود و چنانكه در گذشته و ابتداى فصل گفتيم ، يك كتاب ديگر را ايشان در بخشى نقد نموده است كه ما آن را متصل به انتهاى اين كتاب مىنماييم كه مجموعا هفده جلد مىشود ، و آن كتاب « حياة محمد » نوشته « اميل درمنگام » مىباشد .
هامش
( 1 ) . نساء : 24 . و زنانى را كه متعه مىكنيد واجب است مهر آنها را بپردازيد .
( 2 ) . الغدير ، ج 3 ، ص 329 .
( 3 ) . سورهء بقره : 156 .