نرسيده است ، و گويا اين مرد قانون تازهاى و نظريهء جديدى و دين و مذهب نو ، از خود ساخته كه با هيچكدام از مبادى اسلام ، و هيچيك از مطالب كتاب و سنّت تطبيق نيست .
براى نوشتهء نابخردى كه پندارد ، امت با پيامبرش در همهء امتيازات و فضائل و كمالات رسالت برابر است و در خصوصىترين خصائص نبوت شريك اوست و رسالت امت با رسالت پيامبر در يك سوره بدون فصل بهم پيوسته است ، چه ارزشى مىتوان قائل شد ؟ او كه به آيهء
لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ ،
« 1 » و آيه
مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ ،
« 2 » بر رسالت امت استدلال مىكند .
سخن دربارهء اين ياوهسرائىها ، موكول به فرصت گستردهترى است و شايد چنين فرصتى در آينده دست دهد ، چنان كه علامه فقيه ، شيخ مهدى حجّار نجفى ، ساكن معقل ، برخى از وقت خود را به ابطال سخنان بىپايهاش مصروف داشت » . « 3 »
نمونههائى از تهمتها و تحريفات موسى جار اللّه
از جمله جعليات و تهمتهاى وى آن است كه گويد :
1 . « امت همچون پيامبرش معصوم است . الى آخر » . « 4 »
2 . « دربارهء ازدواج موقت به تفصيل سخن گفته كه خلاصهاش اين است : اين ازدواج [ موقت ] از بقاياى ازدواجهاى جاهليت است ، نه يك حكم شرعى ، و در شرع اسلام چنين ازدواجى روانيست ، و نسخ آن را بهعنوان نسخ يك حكم شرعى نبايد تلقى كرد ، بلكه نسخ يك امر جاهلى است و اجماع بر حرمتش واقع شده و در
هامش
( 1 ) . توبه : 128 . به يقين رسولى از خود شما بهسويتان آمد .
( 2 ) . توبه : 128 . به يقين رسولى از خود شما بهسويتان آمد .
( 3 ) . الغدير ، ج 3 ، ص 324 .
( 4 ) . الغدير ، ج 3 ، ص 325 .