نمونههائى از تهمتهاى « البداية و النهاية »
وى گويد : « 1 »
1 . « ابن اسحاق و ساير اهل سير و تواريخ آوردهاند كه پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بين خود و على پيمان برادرى افكند ، و احاديث فراوانى بدين مضمون رسيده كه هيچكدام آنها صحيح نيست ، زيرا اسناد همه ضعيف و متون آنها ركيك و نامعقول است . « 2 » ( ج 7 ، ص 223 ) » .
و نيز در ( ص 335 ) - روايت را از طريق حاكم نقل كرده - آنگاه چنين مىگويد :
« صحت اين حديث محل تأمل است . »
2 . « آنچه برخى از مردم عوام پندارند و ميان بسيارى از آنها مشهود است ، كه : على ساقى كوثر است ، هيچگونه اصل و مأخذى ندارد و از طريق صحيح و مورد اعتمادى نقل نشده است ، چرا آنچه جاى ترديد نيست ، اين است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تنها كسى خواهد بود كه مردم را آب مىدهد . ( ج 7 ، ص 456 ) » . « 3 »
علامه رحمه اللّه در پايان گويد :
« اين « 4 » بود نمونهاى از ياوهسرائيهاى كتب قوم بدون اينكه بخواهيم بطور كامل آنها را بررسى كنيم ، زيرا در اين صورت لازم بود مجلدات قطورى از كتابمان را بدان اختصاص دهيم ، تنها مقصود ما از نشان دادن اين نمونهها ، توجه امت اسلامى به موجبات كينهتوزىها و دشمنى آميخته با روحيات گروهى دشمنان دغلباز اهل بيت عليهم السّلام و دنبالهروىهاى متعصب آنان است تا در قبال طايفهء بزرگى از امت [ شيعهء اهل البيت ] به اين گونه كتب و نوشتههاى آلوده ، مانند باطلگرايان و گمراهان شتابزدهاى كه نام برديم اعتماد نكنند .
هامش
( 1 ) . الغدير ، ج 3 ، ص 288 .
( 2 ) . البداية و النهاية : ج 7 ، ص 250 حوادث سال 35 ه و ص 371 حوادث سال 40 ه چاپ جديد .
( 3 ) . البداية و النهاية ، ج 7 ، ص 392 حوادث سال 40 ه چاپ جديد .
( 4 ) . الغدير ، ج 3 ، ص 248 .