تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رويكرد الغدير به تحريف ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
است » ، « در حديث مورد اعتماد نيست » ، « نوشتن حديثش جائز نيست » ، « در هيچكدام از احاديثش مورد پيروى قرار نمىگيرد » ، « ثقه و امين نيست » ، « تمام اصحاب بر تركش اجماع دارند » ، « تمام چيزهائى كه روايت مىكند غيرمحفوظ است » ، « به آن استدلال نمىشود و اعتبارى به آن نيست » ، « داراى حديث مورد اعتماد نيست » ، « حديثش مضطرب و ناچيز است » ، « از احاديث نادرست در تأليفاتش زياد آورده است » ، « اتفاق بر ترك اوست » ، « احاديث موضوعه مىآورده است » ، « احاديث دگرگون شده مىآورده است » ، « حديث از يادش مىرفته است ، از او چيزى نبايد نوشته شود » ، « فريب خورده » ، « از ناحيهء دروغ‌گويان است » ، « چيزى را درست انجام نمىداده است » ، « درآوردن مطالب نادرست متفرد بوده است » ، « حجت نيست » ، « بطور كلى ضعيف و سست است » ، « جدا ضعيف است » ، « هلاك شونده است » ، « سقوط كننده است » ، « بدعت‌گزار است » ، « گول خورده است » ، « تدليس مىكند » ، « درهم آميخته است » ، « درهم مىآميزد » ، « متهم به دروغ است » ، « متهم به وضع حديث است » ، « احاديثش دگرگون شده و ناشايسته است » ، « در حديث ناچيز است » ، « از ثقات ، مطالب نادرست مىآورد » . « 1 »

مشكل ثقه و ثقات

علامه رحمه اللّه در ادامه گويد : « اينها كه گفته شد مربوط به كسانى است كه پيش عامه به آنها و گفتار و حديثشان اعتمادى نيست ، و اما كسى كه به نظر آنها مورد اعتماد است ، تازه خود مشكل بسيار مهم و غيرقابل حل ديگرى است ، كه خوانندهء محترم را در بهت و حيرت قرار مىدهد و آن اين‌كه منظور از ثقه و رأى مورد اعتماد چيست ؟ از كجا حاصل مىشود و چه خصلتى با آن مناقض است ؟ بيا با من تا تاريخ جمعى از كسانى كه تصريح به ثقه بودن آنها شده [ در صورتى كه اثرى از اعتماد در آنها ديده نمىشود ] بخوانيم مانند :
هامش
( 1 ) . الغدير ، ج 5 ، ص 288 .