موظف نمىكند كه همه به زندگى دنيا از دريچهء زهد و سختگذرانى بنگرند و زندگى دنيا را با زهد و پارسائى بگذرانند . همچنين از ما خواسته نشده كه ضعف حكومت عثمان را اثبات كنيم ، بلكه تنها چيزى كه از ما مىخواهند اين است كه حوادث را به اختصار بگذرانيم . ما در ترتيب ذكر اين حوادث و بررسى و تعيين آثار آنها به مواردى برمىخوريم كه امكان مىدهد به اين موضوع هم اشارهاى بكنيم . الى آخر .
پس از تاريخ يعقوبى ، انتقاداتى را كه به عثمان مىشده نقل كرده و پس از بحث درباره آن ، به روايتى رسيده كه ابن اثير از تاريخ طبرى آورده است ؛ روايتى كه طبرى از قول يكسرى دروغگو از شعيب مجهول ، از سيف متروك و ساقط و متهم به زندقه آورده است يا از مردمى ديگر شبيه به آنها .
اضافه بر اينها بسيارى تاريخهاى ديگر هست كه در قديم يا در عصر ما بوسيله جنايتكارانى نوشتهاند كه هيچ بر دين و دانش ترحّم ننموده و هرچه از ظلم و بيداد توانسته بر آن روا داشتهاند .
آنچه را در اين كتاب نوشتهايم ، گرچه جز اندكى از بسيار نيست براى شناساندن جنبههاى گوناگون روحيهء عثمان و بهرهاش از علم و تقوى ، و چگونگى آراء و اخلاقش كفايت كند ، و اينها چيزهائى است كه معاصران و معاشرانش ديده و وصف كرده و دربارهاش همداستان هستند ؛ حتى رفتار و موضعگيرى واحدى نسبت به او داشتهاند » . « 1 »
هامش
( 1 ) . الغدير ، ج 9 ، ص 67 .