اما بعد : جنوب « 1 » را بر ناهموارترين مركبها سوار كن و او را از راهى دشوار بفرست .
معاويه او را با كسى فرستاد كه شبانه روز مركبش براند ، و چون ابو ذر به مدينه آمد ، مىگفت : كودكان را بهكار مىگمارى و چراگاه اختصاصى درست مىكنى و فرزندان آزاد شدهها را به خود نزديك مىكنى . پس عثمان به نزد او فرستاد كه به هر سرزمينى خواهى ملحق بشو .
گفت : به مكه .
گفت : نه .
گفت : پس بيت المقدس .
گفت : نه .
گفت : پس بصره يا كوفه .
گفت : نه ، ولى من تو را مىفرستم به ربذه . پس او را به آنجا فرستاد و همچنان در آنجا بود تا درگذشت » . « 2 »
علامه رحمه اللّه در ادامه گويد :
« و از طريق محمد بن سمعان آوردهاند كه : وى به عثمان گفت : ابو ذر مىگويد : تو او را به سرزمين ربذه تبعيد كردهاى .
گفت : شگفتا ، هرگز و به هيچوجه چنين چيزى نبوده ، زيرا من برترى او و پيش قدم بودن او را در مسلمانى مىشناسم و ما در ميان ياران پيامبر هيچكس را تواناتر از او نمىشمرديم .
و از طريق كميل بن زياد آوردهاند . كه او گفت : من در مدينه بودم كه عثمان دستور داد ابو ذر به شام ملحق شود و در سال آينده نيز هنگامىكه او را به ربذه تبعيد كرد در مدينه بودم » . « 3 »
هامش
( 1 ) . جنوب : نام ابو ذر در زمان جاهليت مىباشد .
( 2 ) . الغدير ، ج 8 ، ص 293 .
( 3 ) . الغدير ، ج 8 ، ص 293 .