تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رويكرد الغدير به تحريف ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
راوى با قيد اين صفت براى او مىخواسته برساند ، كه او در دشنام‌گويى از عقيل هم پيش بود ، زيرا اين كار خوى او شده بود ، اگرچه مىرسد كه كسانى با زمينه‌چينىهائى بگويند كه مقصود « نسابا » است ، زيرا او با پيچ‌وخم نسبت‌ها آشنائى داشته و نقطه ضعف‌هاى آنها و آنچه را كه در موقع بدگوئى مىتوان بر آن انگشت نهاد ، مىدانسته است ، و اين بوده كه چون به دشنام‌گويى مىپرداخته ، ناموس و آبرو و پدر و مادر و نسبت طرف را به بدى ياد مىكرده ، ولى اين‌گونه پخت‌وپزها هم سودى براى صاحب آن در طرفدارى از ابو بكر ندارد ، زيرا خود نشان‌دهنده زشت‌ترين نمونه‌هاى دشنام‌گويى است و مستلزم آن است كه وى زنان و مردان را در معرض اتهام درآورده و پليدى را نشر دهد » . « 1 » جناب علامه رحمه اللّه سپس در ادامه نمونه‌هاى ديگرى از رواياتى كه اشاره به « سبّابا » ( دشنام‌گوئى ) ابى بكر دارد را ذكر مىكند ، كه از خوانندگان عزيز تقاضا مىشود براى آگاهى بيشتر به « الغدير » مراجعه كنند .
هامش
( 1 ) . الغدير ، ج 7 ، ص 223 و 224 .