تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رويكرد الغدير به تحريف ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
« غرر الخصائص » او را از ترسوها برشمرده و گويد : ابن قتيبه در كتاب « المعارف » « 1 » نوشته است ، كه : حسان با رسول خدا در هيچ جنگى شركت نكرد . صفيه دختر عبد المطلب عمّه رسول اكرم گويد : در روز جنگ خندق ، حسان در حصار فارغ با ما بود و به همراه زنان و بچه‌ها از ترس دشمن به حصار پناه آورده بود . مردى يهودى از كنار دژ و حصار عبور كرد و چندين مرتبه اطراف حصار گردش كرد . « بنو قريظه » با مسلمين به جنگ پرداخته بودند و رابطهء آنان با پيغمبر اكرم قطع شده بود و كسى نبود كه از ما حمايت كند ، زيرا رسول خدا و مسلمانها با دشمن گلاويز بودند و اگر كسى به طرف ما مىآمد نمىتوانستند جايگاه جنگى خود را ترك نموده و براى حفظ و دفاع از ما بيايند . صفيه گويد : من به حسان گفتم : به خدا قسم من ايمن نيستم از اين‌كه اين يهودى ياران خود را به سوى ما دلالت و رهبرى نمايد ، در حالتى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هم سرگرم كارزار است ، پس تو از قلعه فرود آى و اين يهودى را به قتل برسان . حسان گفت : خدا تو را بيامرزد من شجاعتى ندارم . صفيه گويد : وقتى حسان چنين گفت و در او شجاعت و دليرى مشاهده نكردم ، چادر « 2 » بر سر انداخته و عمودى را برداشته و به طرف آن يهودى رفته و با عمود بر فرقش كوبيدم . كشته شد . آنگاه به طرف قلعه بازگشتم ، و به حسان گفتم : اكنون از قلعه فرود آى و نزد او رفته و جامه از تنش بيرون بياور ، چون من زن هستم و نمىتوانستم بدن او را كه مرد است برهنه كنم . حسان پاسخ داد « 3 » چه احتياجى به لباس او داريم ؟ مرا نيازى به لباس او نيست .
هامش
( 1 ) . المعارف ، ص 312 . ( 2 ) . در اين نسخه اعتجرت است ، يعنى معجر بر سر انداختم ، ولى در نسخه سيره ابن هشام احتجزت مىباشد ، بمعنى كمر را محكم بستن - احتجزت المراة اى شدت و سطها . ( علامه رحمه اللّه ) . ( 3 ) . تا اينجا ابن هشام ذكر كرده در سيره خود ، ج 3 ، ص 246 [ ج 3 ، ص 239 ] و ابن عساكر در تاريخش ج 4 ، ص 140 [ ج 4 ، ص 384 ، و در مختصر تاريخ دمشق ، ج 6 ، ص 303 ] و ابن اثير در أسد الغابه ، ج 2 ، ص 6 [ ج 2 ، ص 7 ، رقم 1153 ] و عباسى در المعاهد ، ج 1 ، ص 74 [ ج 1 ، ص 214 ، رقم 39 ] جملاتى را كه بين پرانتز قرار داده‌ايم از نسخه ابن هشام است ( علامه رحمه اللّه ) .