او از وى در هرآسيب و در برابر هركينه ، و آواى بلند او در شناساندن كيش استوارش را ، و سر فرود آوردن او در برابر آئين خدا با گفتار و كردار و شعر و نثر خويش را ، و نيز پاسدارى از آن را با تمام نيرو و امكاناتى كه داشته است ، را به دهن كجى مىگيرند .
1 . و لو لا أبو طالب و ابنه * لما مثل الذين شحصا وقاما
2 . فذاك بمكة آوى و حامى * و هذا بيثرب جسّ الحماما
3 . تكفّل عبد مناف بأمر * و أودى فكان علىّ تماما
4 . فقل فى ثبير مضى بعد ما * قضى ما قضاه و أبقى شماما
5 . فللّه ذا فاتحا للهدى * و للّه ذا للمعالي ختاما
6 . و ما ضرّ مجد ابي طالب * جهول لغا أو بصير تعامى
7 . كما لا يضرّ إياب الصبا * ح من طنّ ضوء النهار الظلاما « 1 »
ترجمه شعر :
1 . اگر ابو طالب و پسرش نبودند ، كيش ما با تناورى نمودار نمىشد و برپا نمىايستاد .
2 . او در مكّه وى را پناه داد و پشتيبانى كرد ، و اين در مدينه به خاطر او با تيزبينى در جستجوى مرگ برآمد .
3 . عبد مناف به سرپرستى كارى برخاست ، و چون جان سپرد على راه او را به پايان برد .
4 . بگو او پس از آنى درگذشت كه بجا آورد ، آنچه بجا آورد ، و بوى خوش خود را در ثبير [ نام كوهى ] به يادگار نهاد .
5 . خدا را كه يكى گشاينده راه راست و نيكوئى كارى بود ، و خدا را كه ديگرى هم به پايان برنده راه سربلندىها .
6 . بزرگوارى ابو طالب را چه زيان كه نادانى سخن بيهوده گويد ، و بينائى خود را به كورى زند .
هامش
( 1 ) . اين اشعار را ذكر كرده ابن أبى الحديد در شرح خود : ج 3 ، ص 317 [ ج 14 ، ص 84 نامهء 102 ] و آن را اثر طبع خود شمرده است ( علامه رحمه اللّه ) .