تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 909

مساهمون:

ص٩٠٩

848 - نگاهى به شخصيّت حجر بن عدى

1 - به حضور پيامبر رسيده بود و از اصحاب حضرت بود در حقّ مادرش خيلى خدمت كرد و بسيار نماز خواند و روزه گرفت . 2 - به تعبير حاكم در مستدرك ( 3 / 468 ) از بزرگان صحابه بود و به روايت استيعاب ( 1 / 135 ) در كودكى مستجاب الدعوه بوده است ( تاريخ ابن كثير 8 / 50 ) و وقتى در زندان بود احتياج به غسل پيدا كرد از زندانبان خواست به او جيره آب خوردنش را بدهد كه غسل كند او گفت : مىترسم از تشنگى بميرى ، دست بدعا بلند كرد و طلب باران كرد ، ابرى پديدار شد و باران باريد و به قدر نيازش آب برداشت يارانش گفتند : دعا كن ما آزاد شويم گفت : خدايا به ما خير عطا كن . ( اصابه 1 / 315 ) 3 - عابدى بود كه هرگاه از او حدثى سر مىزد وضو مىگرفت و هيچ وضو نمىگرفت مگر دو ركعت نماز بعد از آن مىخواند . ( تاريخ ابن كثير 8 / 5 ، تاريخ ابن عساكر 4 / 85 ) قبل از شهادت هم اجازه خواست دو ركعت نماز خواند و گفت : هيچ وضو نگرفتم مگر دو ركعت نماز خواندم و بعد گفت : نمازى به اين كوتاهى نخوانده بودم و اگر خيال نمىكرديد از ترس مرگ است نماز را طول مىدادم . 4 - عايشه به معاويه گفت : حجر مرد مسلمان و حج‌گزار بود ، به خدا به من خبر رسيده در عذراء هفت نفر كشته مىشوند كه خداوند و ساكنان آسمان از آن به خشم مىآيند . ( تاريخ ابن عساكر 4 / 86 ، تاريخ ابن كثير 8 / 55 ، اصابه 1 / 315 ) 5 - حضرت على ( ع ) فرمود : حجر بن عدى و يارانش همچون اصحاب اخدود مىباشند كه بخاطر ايمان به خدا دشمن آنها مىشوند . ( تاريخ ابن عساكر 4 / 66 ، تاريخ ابن كثير 8 / 55 ، اصابه 1 / 315 ) 6 - امام حسين ( عليه السّلام ) طىّ نامه‌اى به معاويه مينويسد : تو قاتل حجر و اصحاب پارساى او نبودى ؟ خود معاويه روايتى از پيامبر نقل كرده كه فرمود : هر گناهى را اميد است خدا ببخشد مگر كسى
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 909 | رضا معراجي