1 - وقت محاصره خانه عثمان وى به مردم مىگويد : چرا مىخواهيد مرا بكشيد به جز سهكس را نمىتوان كشت : 1 - كسى كه خونى ناحق ريخته باشد . 2 - با داشتن همسر زنا كرده باشد . 3 - از دين اسلام مرتد شود . مردم در پاسخ او گويند : در كتاب خدا افراد ديگرى نيز كشتنشان روا شمرده شده است مثل كسى كه براى فاسدكردن تلاش مىكند و كسى كه تجاوز مسلحانه مىكند و كسى كه مانع دريافت حق مىشود . و مسلّم است كه تو تجاوز مسلحانه كردهاى ( چون نامه نوشت به معاويه لشكر بفرست براى كشتن محاصرهكنندگان ) و مانع دريافت حق شدهاى و نمىگذارى قصاص كسانى كه عمدا به آنها ظلم كردهاى گرفته شود و در اداره حكومت از قانون اسلام منحرف شدهاى .
2 - بلاذرى از قول وثاب نقل مىكند عثمان به من گفت : مالك اشتر را دعوت كن نزدم بيايد او را دعوت كردم نزد عثمان رفت . عثمان به او گفت : اين مردم چه ميخواهند مالك اشتر گفت :
پيشنهاد مىكنند استعفا داده و حكومتشان را بخودشان واگذارى يا بگذارى قصاص احكام ناروائى را كه صادر كردهاى از تو بگيرند در غير اينصورت ترا خواهند كشت . عثمان گفت :
استعفا بده كه نيستم و حاضر نيستم خلعتى كه خدا بر تنم كرده درآورم ، در مورد قصاص گرفتن از خود ، تو خود مىدانى ابو بكر و عمر افراد را كيفر مىدادند ( گاهى به خطا ) و بدنم طاقت قصاص ندارد ، در مورد كشتن اگر مرا بكشيد بعد از من بالاتفاق به جنگ دشمن نمى رويد ( دچار تفرقه مىشويد . )
3 - بجز عدّهاى از بنى اميّه كسى اطراف عثمان نمىماند نيار بن عبد اللّه اسلمى كه مردى سالخورده بود در حال پند دادن به عثمان مىباشد كه ابى حفصه آزادشده مروان او را از بالاى خانه عثمان با تير از پاى درمىآورد ، مردم از عثمان مىخواهند قاتل را تحويل دهد ولى عثمان حاضر نمىشود . همين مطلب و خبر اينكه عدّهاى از بصره به كمك عثمان آمده و به « صرار » كه يكشب تا مدينه راه است رسيدهاند سبب تشديد جنگ مىشود .
4 - خانه عثمان مورد هجوم و آتش قرار مىگيرد . مروان حكم با شمشير به مردم حمله مىكند
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 826
مساهمون: رضا معراجي
ص٨٢٦