و با ضربتى كه عروه بن شييم البياع اللّيثى ( به نقل تاريخ طبرى 5 / 133 ) يا حجّاج بن عزيه يا رفاعه بن رافع انصارى پسگردنش مىزند به زمين مىافتد و فاطمه دختر شريك انصارى كه دايه مروان بوده او را به خانه مىبرد تا سر از بدنش جدا نكنند و آنجا او را پرستارى مىكند .
5 - مغيره بن اخنس ، زياد بن نعيم فهرى عبد اللّه ابن مره ، عبد اللّه بن عبد الرّحمان بن عوام و عبد اللّه بن وهب كه از عثمان حمايت مىكردند با عدّهاى ديگر كشته مىشوند و عبد اللّه بن زبير زخم برمىدارد .
6 - بنى اميّه به خانه ام حبيبه همسر پيامبر پناهنده مىشوند و او خانواده عاص و ابى العاص و اسيد را در مخزن گندم منزل پنهان مىكند .
7 - عمر بن حزم انصارى درب خانهاش كه پهلوى خانه عثمان بوده را مىگشايد و مردم را از آنجا به خانه عثمان هدايت مىكند . مالك اشتر با چند نفر وارد خانه مىشوند مالك اشتر تا نزديك عثمان مىرود و برمىگردد به او مىگويند : چرا او را نكشتى ؟ مىگويد : مگر نمى بينى بىسلاح است . ناگاه ناتل برده آزادشده عثمان مىگويد : خدا مرا بكشد اگر مالك اشتر را نكشم و از پشتسر حمله مىكند عمرو بن عبيد بانگ مىزند به مالك كه از پشتسر مورد حمله ناتل قرار گرفتى مالك برمىگردد و ناتل را مىبيند با شمشير دست چپ ناتل را قطع مىكند و عمرو بن عبيد ناتل را تعقيب مىكند و مىكشد .
8 - به نوشته ابن كثير در تاريخ خود محمّد بن ابى بكر با يك گروه 13 نفرى وارد خانه عثمان مىشوند محمّد ريش عثمان را گرفته بالا مىكشد كه صداى بهم خوردن دندانهايش شنيده مىشود و به او مىگويد : معاويه بدردت نخورد ، عبد اللّه عامر بدرت نخورد ، نامه هايت برايت فايده نكرد و عثمان به نقل ابن عساكر در تاريخش مىگويد : من نعثل نيستم بلكه امير مؤمنانم . محمّد مىگويد : رويه قرآن را تغيير دادى ، از ما نمىپذيرند قيامت بگوئيم از بزرگان اطاعت كرديم و آنها ما را گمراه كردند و به نقل ابن سعد و طبرى و كنانه بن بشر با پيكانى زير گوش عثمان فرو مىبرد و سودان بن حمران مرادى او را با شمشير مىكشد و
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 827
مساهمون: رضا معراجي
ص٨٢٧