صحبت كنند ولى مردم حاضر نشدند . عبد اللّه بن عمر و ديگران به او گفتند : آنها جز على بن ابيطالب ( عليه السّلام ) را نمىپذيرند . وقتى حضرت على ( عليه السّلام ) حاضر شد از عثمان تعهّد گرفت هرچه بوكالت تو تعهّد كردم بايد عمل كنى و عثمان پذيرفت ، با مردم صحبت كرد و تعهّدنامهاى در ذى قعده سال 35 تنظيم شد كه عثمان قول داد طبق قرآن و سنّت عمل كند و كسى مورد تهديد قرار نگيرد . و تبعيديان به شهرهايشان برگردند و خزانه عمومى افزايش يابد .
و هيئتهاى مردم توقيف نشوند . و حضرت على ( عليه السّلام ) نيز آن را ضمانت كرد و شاهدان كه عبارت بودند از زبير ، طلحه ، سعد بن ابى وقاص ، عبد اللّه بن عمر ، زيد بن ثابت ، سهل بن حنيف ، ابو ايّوب خالد بن زيد گواهى دادند و به پيشنهاد حضرت على ( ع ) عثمان براى مردم سخنرانى كرد و از كردارش توبه كرد و گفت : اگر بردهاى مرا راهنمائى كند مىپذيرم ، بزرگان شما بيايند نزد من مرا راهنمائى كنند و از منبر پائين آمده به منزل رفت . مروان بن حكم با سخنان خود عثمان را عوض كرد و آمد بيرون منزل به مردم گفت : از اينجا گم شويد . اين خبر به حضرت على ( عليه السّلام ) رسيد خشمناك شد پيش عثمان رفته به او گفت : مروان به يك صورت از تو راضى مىشود كه تو را از دينت منحرف ساخته عقلت را بگيرد و مثل شتر باركش ترا هرجا كه دلش خواست بكشد ، پيشبينى مىكنم مروان ترا به چاهى بيندازد و در نياورد ، ديگر حاضر نيستم براى نصيحت نزد تو آيم . و بيرون رفت . نائله همسر عثمان گفت :
مروان ترا به كشتن مىدهد دنبال على ( عليه السّلام ) بفرست او مىتواند كار تو را سامان دهد .
عثمان دنبال حضرت على ( عليه السّلام ) مىفرستد حضرت مىفرمايد : به او بگو نمىآيم و دو شب بعد عثمان خودش مىرود نزد حضرت على ( عليه السّلام ) و مىگويد : من بر سر تعهّدات خودم ايستادهام . حضرت به او فرمود : من ترا نصيحت مىكنم ولى تو توصيههاى مروان را ترجيح مىدهى ، تو بر فراز منبر پيامبر به مردم قول دادى و به خانهات رفتى آنگاه مروان بايد بر در خانهات به مردم ناسزا گويد و آنها را برنجاند ؟
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 820
مساهمون: رضا معراجي
ص٨٢٠