764 - دوّمين تعهّد عثمان و شكستن آن
چون عثمان به تعهّد اوّل خويش عمل نكرد به نقل طبرى از قول عبد اللّه بن زبير كه از قول پدرش مىگويد : مردم مدينه ( مهاجر و انصار ) نامهاى به عثمان نوشته و قسم خوردند اگر به تعهّداتش عمل نكند او را خواهند كشت . او نيز با خانوادهاش مشورت كرد . مروان به او توصيه كرد خواستههاى آنان را بپذير ولى تا مدتى كه ممكن است از انجام آن خوددارى كن تا كسب نيرو كنيم . و به حسابشان برسيم . عثمان هم از پى على ( عليه السّلام ) فرستاد و قول داد كه تا ريخته شدن خونش پاى تعهداتش مىايستد . حضرت على ( عليه السّلام ) نيز با مردم صحبت كرد و آنها راضى شدند و برگشت نزد عثمان و خبر داد ، عثمان گفت : مهلت مى خواهم . حضرت فرمود : كارهاى مدينه مهلتبردار نيست ولى شهرهاى ديگر تا وقتى دستورت برسد فرصت دارى . ولى عثمان براى مدينه 3 روز مهلت گرفت و يك قرارداد ديگرى نوشته امضاء كردند و عثمان تعهّد داد همه استاندارها و مقاماتى كه مردم نمىخواهند بر كنار كند و رفع ظلمهائى كه شده بنمايد . مردم نيز از او دست كشيدند . ولى عثمان در تدارك سپاه بود و سه روز گذشت و عثمان هيچكارى نكرد . مردم مصر برگشتند ( در ايله بودند ) عثمان به تحريك مروان روى منبر رفت گفت : مردم چيزى از امامشان شنيدند وقتى يقين كردند بى اساسى بوده به كشورشان برگشتند . از هرسو فرياد برآمد ، اى عثمان از خدا بترس . از طرفى مردم مصر نامهاى در ايله از نوكر عثمان گرفتند كه به عبد اللّه بن سعد استاندارد مصر نوشته بود و دستور گردن زدن عمرو بن بديل ، ابن عديس ، كنانه و عروه را داده بود . همگى بازگشتند به مدينه نزد حضرت على ( عليه السّلام ) رفتند و بعد از آن خانه عثمان را محاصره كردند . عثمان از فراز خانهاش روى به آنها كرد به او گفتند : اين نامه توست انكار كرد . گفتند : اين بدتر است ، از قول تو بنويسند و با مهر تو بفرستند و تو خبر نداشته باشى ؟ نبايد عهدهدار امور مسلمانان باشى و بايد از خلافت كنارهگيرى كنى . عثمان گفت : من جامهاى كه خدا بر من آراسته بر