( ص ) ( در مدينه معروف به مهزون بود و آن را ) براى مسلمانان صدقه جاريه گردانيد عثمان آن را به تيول به حارث داد . ( المعارف ابن قتيبه ص 84 ، العقد الفريد 2 / 216 ، شرح ابن ابى الحديد 1 / 67 و . . . )
علّامه امينى : اين كار عثمان بهخاطر اين بود كه حارث پسر عمو و داماد او بود و آن را مقايسه كنيد با كار حضرت على ( عليه السّلام ) كه عقيل كه عيالوار بود و نابينا و از برادرش على ( عليه السّلام ) خواست يك پيمانه گندم بيشتر به او بدهد حضرت آهن تفتيده به او نزديك ساخت و آه او و حضرت على ( عليه السّلام ) به او فرمود : تو از اين بلند شد آهن بىتابى و مرا در معرض آتش دوزخ قرار مىدهى ( صواعق ابن حجر ص 79 )
703 - بخشش عثمان به سعيد بن عاص .
عثمان به سعيد بن العاص بن اميّه يكصدهزار درهم داد و وقتى حضرت على ( ع ) و . . . به او اعتراض كردند گفت : با من همخونى دارد . گفتند : مگر ابو بكر و عمر خويشاوند نداشت . گفت :
آنها با منع اموال به خويشان اميد ثواب داشتند و من با رساندن اموال به آنها اميد پاداش دارم . ( انساب بلاذرى 5 / 28 )
علّامه امينى : پدر سعيد ، عاص از همسايگان پيامبر بود كه او را آزار مىداد و حضرت على ( عليه السّلام ) او را در جنگ بدر با ديگر بتپرستان بكشت . ( طبقات ابن سعد 1 / 185 ، اسد الغابه 2 / 310 ) و سعيد نازپرورده و بيدادگر بود كه بعد از عزل وليد از كوفه بدون هيچ سابقهاى از طرف عثمان حاكم كوفه شد و يكبار به مردم كوفه گفت : كدام ؛ ماه نو ( شوال ) را ديدهايد ؟
هاشم بن عتبه بن ابى وقاص گفت من . . . و صبح كه او افطار كرد كسى را فرستاد و او را كتك زد و خانهاش را سوزاند . چه چيز سعيد را گستاخ كرد كه اين يار پيامبر را كتك بزند و خانهاش را بسوزاند مگر پيامبر نفرمود : هلال را كه ديديد روزه را آغاز كنيد و وقتى هلال را ديديد روزه را بشكنيد . ( صحيح بخارى و مسلم و . . . ) كارهاى ظالمانه سعيد به جائى رسيد كه مردم كوفه از عثمان خواستند او را بر كنار كند ولى عثمان نپذيرفت و در سال 33 با دستورى