سرح بخشيد بدون اينكه هيچيك از مسلمانان را با او شريك نمايد به گفته بلاذرى در انساب ( 5 / 26 ) عثمان عبد اللّه بن ابى سرح را حاكم مصر نمود و مردم به عثمان شكايت كردند عثمان نامهاى به او نوشت تأثيرى نداشت و برخى از مصريان كه شكايت نزد عثمان برده بودند را چندان بزد تا كشته شد پس هفتصد نفر از مصر به مدينه آمده در مسجد پيامبر هنگام نماز به اصحاب پيامبر شكايت كردند طلحه بلند شد با سخن درشتى با عثمان حرف زد و عايشه نيز كسى را فرستاد نزد عثمان كه عبد اللّه را بر كنار كن و حضرت على ( عليه السّلام ) به عثمان گفت : مردم عزل او را ميخواهند و خونى هم مطالبه مىكنند و به پيشنهاد مردم محمّد بن ابى بكر را با نامهاى به مصر فرستاد .
علّامه امينى : اين عبد اللّه بن ابى سرح همان است كه قبل از فتح مكّه مسلمان شد و به مدينه هجرت كرد سپس مرتد شد و به مشركان مكّه برگشت و در روز فتح مكّه پيامبر فرمود : او را بكشيد و لو به پرده كعبه آويخته باشد پس عثمان او را پناه داد و بعد از آنكه اهل مكّه آرامش يافتند او را نزد پيامبر آورد و برايش امان خواست و پيامبر مدتى طولانى خاموش ماند پس گفت : باشد . و چون عثمان برگشت به اطرافيان گفت : من خاموش نماندم مگر براى اينكه يكى از شما گردنش را بزند مردى از انصار گفت : اى پيامبر چرا با چشم به من اشاره نكردى فرمود :
بر پيامبر سزاوار نيست نگاه زدانه داشته باشد . ( مستدرك حاكم 3 / 100 ، سنن ابو داود 2 / 202 و . . . )
708 - حكومت عثمان و گنجهاى تلانبار شده :
براى حيفوميلها و ايجاد جامعه طبقاتى و عملكرد عثمان خوب است نگاهى بشود به گنجهاى تلانبار شده افراد كه تا قبل از آن چيزى نداشتند آنچه در منابع اهل سنّت ثبت شده را علّامه امينى به شرح زير آورده است .
1 - زبير بن عوام ، چنانچه در صحيح بخارى ( 5 / 21 ) آمده است وى يازده خانه در مدينه دو خانه در بصره و يك خانه در كوفه و يك خانه در مصر بهجاى گذاشت او چهار زن داشت