مىآمد و همه مىديدند ؟ 2 - ابو بكر هم بايد جگرش تمام مىشد از سوختن و دودكردن . . .
625 - اخلاق ابو بكر
آنچه از ابو بكر رسيده او دشنامده بوده چنان كه گذشت به كسى كه از سرنوشت پرسيد گفت :
يا بن اللّخناء : اى پسر زن گنديده ، همچنين ابو بكر با عمر صدايشان را نزد پيامبر بر يكديگر بلند كردند بر سر عمارت تيميميان و آيه
لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ
( حجرات 3 ) نازل شد ( صحيح بخارى - كتاب تفسير ) و ابن عساكر هم آورده ابو بكر با عقيل به دشنامگويى برخاست و ابو بكر سبّاب ( دشنامگو ) بود كه البته سيوطى بعدا كلمه را به نساب بدون دليل تبديل كرده .
( تاريخ الخلفاء ص 27 ) علّامه امينى با ذكر مورد ديگرى به حديث جعلى درباره ابو بكر پرداخته كه جبرئيل گفت : ابو بكر در آسمان مشهورتر است فانّ الملائكة لتسميّه حليم قريش و گويد علاوهبر اسماعيل بن محمّد كه كذّاب و حديثساز بوده و در طريق اين حديث است كه آن را بىاعتبار مىكند . اگر ابو بكر حليم قريش بود چرا حضرت فاطمه ( سلام اللّه عليها ) بر او غضب گرفت فغضبت فاطمة بنت رسول اللّه فهجرت ابا بكر فلم تزل مهاجرة حتى توفيّت و با او قهر بود تا از دنيا رفت ( صحيح مسلم 2 / 72 ، مسند احمد 1 / 6 ، تاريخ طبرى 3 / 203 ، سنن بيهقى 6 / 300 و . . . ) و حديث جعلى كه ابو بكر بر فاطمه ( سلام اللّه عليها ) نماز خواند هم جوابگوى آن نيست زيرا ذهبى در ميزان الاعتدال ( 2 / 7 ) و ابن حجر در اصابه ( 4 / 379 ) و زرقانى در شرح مواهب ( 3 / 207 ) آنرا رد كردهاند .
626 - عذرخواهى ابو بكر از حضرت فاطمه ( سلام اللّه عليها )
ابن قتيبه در الامامه و السّياسه آورده : انّ عمر قال لابى بكر انطلق بنا الى فاطمة فانّا قد اغضبناها فانطلقا جميعا فاستأذنا على فاطمة فلم تأذن لهما فأتيا عليّا فكلّماه فأدخلهما عليها فلمّا قعدا عندها حوّلت وجهها الى الحائط فلسلّما عليها فلم تردّ عليهما السّلام فتكلّم ابو بكر فقال يا حبيبة رسول اللّه ( صلّى اللّه عليه و آله ) و اللّه انّ قرابة رسول اللّه احبّ الىّ من قرابتى