تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 656

مساهمون:

ص٦٥٦

595 - زبان و دل عمر

احمد حنبل در مسند ( 2 / 401 ) از نوح بن ميمون و او از عبد اللّه بن عمر عمرى و او از جهم بن ابو جهم و از مسور بن مخرمه و از ابو هريره آورده كه پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) فرمود : به راستى خداوند درستى را بر زبان و دل عمر نهاده است . علّامه امينى : 1 - بايد از احمد بن حنبل پرسيد وقتى كه عمر با سخنى تند چون تازيانه بر چهره پيامبر نواخت و در پاسخ پيامبر كه فرمود : قلم و دوات بياوريد تا بگويم چيزى كه گمراه نشويد بعد از من . گفت : انّ الرّجل ليهجر اين راستى بود كه بر زبان عمر جارى شد ؟ 2 - گذشته از اينها زنجيره سست اين روايت آن را از اعتبار ساقط مىكند زيرا در آن نوح بن ميمون و عبد اللّه بن عمر عمرى است كه به گفته ابن حبان ، ابو زرعه ، عد مدينى ، يحيى بن سعيد ، يعقوب بن شيبه ، صالح بن جزره ، نسائى ، ابن سعد ، ابو حاتم و ديگر بزرگان اهل سنّت گزارشهاى آنها سست و درهم و داراى لغزش و آشفته مىباشند .

596 - دانش عمر در خواب پيامبر .

بخارى در صحيح خود ( 5 / 255 ) از زبان عبد اللّه بن عمر از پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) آورده كه فرمود : در خواب بودم كه ديدم شيرى آشاميدم تا جائىكه آن‌را در ناخنم ديدم سرازير مىشود ، سپس آن‌را به عمر دادم ، پرسيدند اين خواب را دربارهء چه چيزى گرفتى ؟ فرمود : دانش . علّامه امينى : 1 - پيامبر كه اين خواب را بعد از مبعوث شدن ديده آيا در اين مدت تهى از دانش بوده است ؟ يا كاستى در دانش او بوده كه اين شير تا ناخنهاى او راه يافته است ؟ 2 - پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) مىخواهد اندازه دانش عمر را برساند و بنمايد از سرچشمهء آموزشهاى نهانى گرفته ولى اين با علم عمر كه حتى كلمه ابّ را نمىدانست سازگار نيست .
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 656 | رضا معراجي