تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 655

مساهمون:

ص٦٥٥

593 - فرشتگان با عمر سخن مىگويند .

بخارى در مناقب عمر از ابو هريره آورده پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) گفت : براستى پيش از شما در ميان بنى اسرائيل مردانى بودند كه فرشتگان با او سخن مىگفتند ( از سوى خداوند ) و اگر كسى از پيروان من از ايشان باشد همان عمر است . علّامه امينى : 1 - در الغدير ( 5 / 42 ) به تفصيل اين احاديث را بررسى كرديم . 2 - من نمىدانم فرشتگان براى چه با عمر سخن مىگويند ؟ آيا براى بازداشتن لغزشهاى او و آموزش دادن به اوست ؟ برگرديد به نكات گذشته و اشتباهات و كارهاى غيردرست عمر را يك بار ديگر دنبال كنيد تا بفهميد اگر اين سخن گفتن پندارى فرشته با عمر درست باشد جاى آن فقط براى بازداشتن او از كارهاى بىخردمندانه است و تازه با اينهمه چرا اينقدر اشتباه و كارهاى ناسنجيده از عمر سر زده است مگر فرشته چرت مىزده يا كوتاهى كرده است ؟

594 - كاغذى در جامهء مرگ عمر .

حسن و حسين ( عليهما السّلام ) بر عمر وارد شدند آنها را بوسيد و به هركدام هزار درهم داد آنها پيش پدر برگشتند و گزارش دادند او گفت : شنيدم پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) مى فرمود : عمر در جهان فروغ اسلام است و در بهشت چراغ بهشتيان ، آنها پيش عمر برگشتند و براى او بازگفتند عمر كاغذ خواست و نوشت دو سرور اهل بهشت از پدرشان براى من گزارش دادند كه پيامبر چنين و چنان گفت ، آنگاه سفارش كرد نوشته : را در جامهء مرگ او نهند در آينده چنين كردند بامدادان كاغذ را روى گور او ديدند كه نوشته بود : حسن و حسين راست گفتند و رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) راست گفت . علّامه امينى : ياوه بودن اين داستان خيالى به جائى رسيده كه به نقل سيوطى در تحذير الخواص صفحهء 53 ابن جوزى آن‌را در رديف احاديث ساختگى دانسته و گويد شگفت از كسىكه بىشرمى را به جائى برساند و اين سخنان را بنويسد .