تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 652

مساهمون:

ص٦٥٢
نمونه لسان العرب مىنويسد : عمر آوازه‌خوانى عربهاى بيابانى را روا شمرده است .

590 - چهار نمايش شگفت‌انگيز عمر

1 - چون مصر گشوده شد در ماه بؤنه مردم نزد عمرو عاص كه فرماندار بود آمده گفتند : ما را رسم بر اين است كه براى روان شدن آب رود نيل دختركى را كه در خانه پدر است بيارائيم و پدرش را راضى كرده و او را به رود نيل مىافكنيم . عمرو عاص گفت : اين كار درستى نيست اسلام شيوه‌هاى ناپسند را ويران مىكند چند ماه گذشت آب روان نشد مردم آماده كوچ شدند چون زندگى آنها فلج شده بود عمرو عاص جريان را به عمر نوشت در پاسخ گفت : كار درستى كردى ولى من نامه‌اى نوشتم آن‌را به رود افكن در آن نوشته بود : از عمر به رود نيل اگر از طرف خودت روان مىشدى مىخواهيم خشك شوى ولى اگر به دستور خدا روان مى شده‌اى ما از او خواسته‌ايم ترا روان سازد . چون نامه را به رود نيل افكندند آب به اندازه شانزده گز روان شد و خداوند آن شيوه را تا امروز از مردم مصر بريد . 2 - رازى در تفسيرش آورده در مدينه زمين‌لرزه شد ، عمر تازيانه‌اش را بر زمين زد و گفت : با دستورى از خدا آرام شو . پس آرام شد و تا امروز زمين‌لرزه در مدينه نيامده است . 3 - رازى در تفسيرش آورده در قسمتى از خانه‌هاى مدينه آتش‌سوزى شد عمر روى پارچه‌اى نوشت اى آتش به امر خدا آرام شو پس آن‌را در آتش انداخت خاموش شد . 4 - در محاضره الاوائل از سكتوارى آمده اولين زمين‌لرزه در مدينه سال 20 هجرى روى داد كه عمر نيزه‌اش را بر زمين زد و گفت اى زمين آرام شو مگر من روى تو دادگرى ننموده‌ام ؟ پس آرام شد . علّامه امينى : 1 - در گزارش رود نيل در مصر يگانه گزارشگر او عبد اللّه بن صالح مصرى است كه از نظر علماء اهل سنّت مانند احمد بن حنبل ، احمد بن صالح ، ابن معين ، نسائى ، ابن مدينى ، ابن حبان ، ابن حزيمه و . . . فردى دروغگو و حديث‌ساز بوده است .