علّامه امينى در ادامه از دهها كتاب اهل سنّت مانند تفسير طبرى ( 1 / 39 ) تفسير قرطبى ( 14 / 51 ) تفسير ابن كثير ( 3 / 442 ) تفسير خازن ( 3 / 36 ) الدر المنثور ( 5 / 159 ) تفسير شوكانى ( 4 / 228 ) ارشاد السارى قسطلانى ( 9 / 163 ) سنن بيهقى ( 10 / 221 ) هفده روايت ديگر در حرمت غنا و آوازه خوانى آورده است كه يك نمونه ديگر آن اين است . عن عايشه مرفوعا من مات و عنده جارية مغنيّة فلا تصلّوا عليه ( تفسير قرطبى 14 / 53 ) پيامبر فرمود : هركس بميرد و نزد او كنيز خواننده باشد بر او نماز نخوانيد .
3 - آوازهخوانى و شنيدن آن نزد پيشوايان چهارگانه مذاهب اهل سنّت ابو حنيفه ، مالك ، احمد بن حنبل ، شافعى و پيروانشان كارى نادرست است و ناروا و گمراهى شمرده شده است ( اقوال آنها را به تفصيل علّامه امينى آورده است )
4 - علّامه امينى با آوردن دو حديث از منابع اهل سنّت كه حكايت دارد پيامبر در ايام جوانى قبل از مبعوث شدن به پيامبرى از شنيدن آوازهخوانى روىگردان بوده و خداوند او را حفظ كرده است ( تاريخ طبرى 2 / 196 ، كامل ابن اثير 2 / 14 و . . . ) مىپرسد : پيامبرى كه در جوانى چنين بوده است آيا در ايام رسالت گوش به آوازهخوانى مىدهد و . . . ؟
5 - علّامه امينى با آوردن نمونههايى از نذر و عهدهايى كه بر خلاف عقل و شرع بوده و حضرت از آن نهى كرد كه يك نمونه آن ابن عباس مىگويد : پيامبر در مكه به مردى رسيد كه در آفتاب ايستاده بود پرسيد اينرا چه شده ؟ گفتند : با خدا عهد بسته روزه بگيرد و تا شب به سايه نرود و با كسى سخن نگويد فرمود : بايد سخن بگويد و به سايه برود و بنشيند و روزهاش را تا پايان روز بگيرد ( صحيح بخارى 9 / 247 و . . . ) مىپرسد اينكه زنى عهد ببندد در مقابل مردان بيگانه دف بزند و آوازخوانى كند درست است ؟ آن هم در مقابل پيامبر و . . . ؟
6 - از همه اينها گذشته كتابهاى اهل سنّت گواه است كه عمر آوازهخوانى را شايسته و روا مىدانسته است . علّامه امينى به تفصيل از كتابهاى نيل الاوطار ( 8 / 266 ) كنز العمال ( 7 / 336 ) اصابه ( 1 / 502 ) مسند احمد ( 4 / 353 ) لسان العرب ( 19 / 3747 ) آنرا اثبات مىكند كه به عنوان
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 651
مساهمون: رضا معراجي
ص٦٥١