فصل هفتم اشعار علاء الدّين حلّى
485 - اشعار علاء الدّين حلّى دربارهء غدير خمّ
يا خال و جنتها المخلّد فى لظى * ما خلّت قبلك فى الجحيم يخلّد
الّا الّذى حجد الوصىّ و ما حكى * فى فضله يوم الغدير محمّد ( ص )
اذ قام : يصدع خاطبا و يمينه * بيمينه فوق الحدائج تعقد
و يقول و الاملاك محدقة به * و اللّه مطّلع بذلك يشهد
من كنت مولاه فهذا حيدر * مولاه من دون الأنام و سيّد
يا ربّ وال من واليّه و اكبّت معا * ديه و عائذ من لحيدر يعتد
اى دائى ؛ صورت او در آتش مخلد نشد قبل از تو در دوزخ
مگر كسىكه منكر وصىّ پيامبر شد و آنچه در فضل او در روز غدير خم پيامبر فرمود
وقتى كه به پا خاست با صداى بلند سخنرانى كرد و شانهبهشانهء راست او بود .
و مىگفت و ملائكهها و خداوند براين گفته آگاه بود و شهادت مىداد كه :
هركس من مولاى او هستم پس از اين ، حيدر مولاى اوست از ميان مردم .
پروردگار من دوست دار ، دوستدار او را و هلاك كن دشمنان حيدر را .
ملاحظه : اين قصيده بسيار بلند و پرمعناست كه علّامه امينى 187 بيت آنرا آورده است .
همچنين علّامه امينى قصيدهاى ديگر از ايشان در مدح اهل بيت پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) و اوصاف حضرت على ( عليه السّلام ) در 225 بيت آورده است كه علاقمندان مىتوانند براى آگاهى بيشتر به الغدير ( 6 / 369 ) مراجعه كنند .