4 - عن ابن عباس قوله تعالى
وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثاً
قال اسرّ الى حفصة انّ ابا بكر ولىّ الأمر من بعده انّ عمرو اليه من بعد ابى بكر فأخبرت بذلك عايشة
از ابن عباس در تفسير آيه قرآن كه مىفرمايد : هنگامىكه پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) با بعضى همسرانش مطلبى را پنهانى در ميان گذاشت آمده است كه به ( حفصه ) خبر داد كه ابو بكر و عمر بعد از او زمامدارانند و حفصه اين خبر را به عايشه گفت .
اين حديث را بلاذرى در تاريخش آورده و ذهبى در ميزان الاعتدال ( 51 / 294 ) آن را از اباطيل خالد بن اسماعيل مخزومى كذّاب شمرده است .
5 - اخرج ابن حبان عن سفينة لمّا بنى رسول اللّه ( صلّى اللّه عليه و آله ) المسجد وضع فى البناء حجرا و قال لابى بكر ضع حجرك الى جنب حجرى ثمّ قال لعمرضع حجرك الى جنب حجر ابى بكر ثمّ قال لعثمان ضع حجرك الى جنب حجر عمر ثمّ قال هولاء الخلفاء بعدى
ابن حبان از سفينه آورده وقتى پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) مسجد النّبى را بنا كرد سنگى را در آن كار گذاشت و به ابو بكر فرمود : سنگت را كنار سنگم قرار بده ، آنگاه به عمر فرمود : سنگت را كنار سنگ ابو بكر قرار بده و سپس به عثمان فرمود : سنگت را كنار سنگ عمر قرار بده آنگاه فرمود : اينان جانشينان من هستند .
اين حديث را ابن حجر در الصواعق صفحه 14 آورده و گفته ابو زرعه گفته اسنادش عيبى ندارد و حاكم در مستدرك ( 3 / 13 ) و بيهقى در الدلائل آن را صحيح دانسته است و ابن كثير در البدايه ( 6 / 204 ) آنرا نقل كرده است .
علّامه امينى ضمن يادآورى اينكه ذهبى آنرا باطل دانسته مىنويسد : اى كاش ابن حجر روايت را بهطور مرسل نقل نمىكرد تا امكان آگاهى خواننده از بطلان سند روايت وجود داشته باشد ولى همين كه از طريق نعيم بن حماد كه در سلسلهء دروغگويان است آوردهاند در عيب حديث كافى است و اى كاش كسانىكه اين روايت را صحيح مىدانند مىدانستند كه اين روايت نخستين سنگ بناى خلافت را از ديدگاه آنان كه انتخابى مىدانند متزلزل مىكند .