321 - داستانسرازير شدن چشمه از كوه :
علّامه امينى بعد از نقل ابيات مذكور اضافه مىكند در اين ابيات داستان مواخات مطرح شده كه در جلد سوم ( 3 / 112 ) گذشت ، همچنين به داستان چشمه اشاره دارد لقد نبعت له عين كه اشاره است به آنچه محبّ الدّين طبرى در رياض النضره ( 2 / 228 ) آورده كه : انّ عمر اقطع عليّا ينبع ثمّ اشترى ارضا الى جنب قطعته فحفر فيها عينا فبينما هم يعملون فيها اذا انفجر عليهم مثل عنق الجزور من الماء فاتى علىّ فبشّر بذلك فقال بشّرو الوارث ثمّ تصدّق بها همانا عمر در زمان خلافتش زمين ينبع را به على ( عليه السّلام ) داد ، حضرت على ( عليه السّلام ) زمين ديگرى در كنار آن خريدارى نمود و در آن چشمه حفر كرد ، در ضمن كار ناگهان آبى به پهناى گردن شتر بيرون جست على ( عليه السّلام ) در كنارى خستگى مىگرفت ، كارگرش مژده آورد ، فرمود : به وارثان مژده دهيد . آنگاه به عنوان صدقه جاريه در راه خدا وقف كرد .
ملاحظه : اين حديث را همچنين ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ( 2 / 260 ) ، محمّد رضا مصرى در الامام على ( عليه السّلام ) صفحه 17 آوردهاند و حموى در معجم البلدان ( 8 / 256 ) و سمهودى در وفاء الوفاء ( 2 / 393 ) به صدقات حضرت در ينبع اشاره كردهاند .
322 - داستان چرخاندن آسياى حضرت زهرا ( سلام اللّه عليها ) به دست فرشتگان
همچنين در ادبيات مذكور آمده طحنا فى الرّحاء بلا مدير كه اشاره است به چرخيدن آسياى خانه حضرت زهرا ( سلام اللّه عليها ) توسط فرشتگان كه مكرر ديده شده ، از جمله جمعى از حافظان حديث از ابو ذر نقل كردهاند كه :
ارسله رسول اللّه ( صلّى اللّه عليه و آله ) ينادى عليّا فرأى رحى تطحن فى بيته و ليس معها احد فاخبر النّبى ( صلّى اللّه عليه و آله ) بذلك ، فقال يا ابا ذر اما علمت انّ لله ملائكة سيّاحين فى الارض قد وكلوا بمعاونة آل محمّد ( صلّى اللّه عليه و آله )
رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) ابو ذر را در پى على ( عليه السّلام ) فرستاد ، ديد در خانهء على ( عليه السّلام ) آسيابى مىچرخد و چرخاننده پيدا نيست ، رسول ( صلّى اللّه عليه و آله ) را خبر كرد . حضرت فرمود : اى ابا ذر ندانستهاى كه خدا را فرشتگانى است كه در پهنهء گيتى