تو آن آزادمردى كه به دنيا ارج ننهاد آرى على ( عليه السّلام ) در اين ويژگى يكتاست
چشمهاى جوشان از دل كوه سربرآورد ، بسان گردن شتر
مغنى با شتاب آمدش : مژده باد اينك آب خروشان ، فرمودش بشارت به وارثان
به خدا سوگند آنرا وقف كردم در راه خدائى كه داراى عزّت و قدرت است .
مىفرمود : اى دنيا ديگرى را بفريب كه من اهل فريب خوردن نيستم .
با همسرش فاطمه ( سلام اللّه عليها ) در برابر آزارها صبر كردند و به والاترين پاداش صابران رسيدند .
امّ ايمن گفت ( نيمروزى ) هنگام استراحت به ديدار زهرا ( سلام اللّه عليها ) رفتم
پيش رفتم ، شگفتا دست آسيا نالهكنان مىچرخيد و فاطمه ناپيدا
بر در حجره رفتم ، با دلهره در را كوفتم ، پاسخى نداد .
نزد مصطفى ( صلّى اللّه عليه و آله ) رفتم و آنچه را ديده و شنيده بودم بازگفتم .
فرمود سپاس پروردگار كه اين نعمت گرانبها را به دخترم بخشيده ، زهراى بردبار
خدايش خسته و كوفته يافت ، سنگينى خواب را بر او غالب ساخت و چه منتى بزرگ
و فرشتهاى بر دست آسيا موكّل نمود تا گندمش آرد كند ، خرّم و شادان بازگشتم .
همان كسى كه به فرمان حق عقد او با زهراى پاكطينت در آسمانها برگزار شد .
مهر او خمس زمين مقرر شد از منابع طبيعى و آنچه بر آن رويد و زايد .
على ( عليه السّلام ) است سالار مردان و زهرا ( سلام اللّه عليها ) سرور زنان و اين هم والاترين كابين و مهر
دو فرزندش شبر و شبير بر همه خلائق فزون آمدند ، اين است لطف كردگار ،
دوستى آنان را پاداش مصطفى ( صلّى اللّه عليه و آله ) ساخت در برابر مزد رسالت و تبليغ احكام
خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى ) — صفحة 404
مساهمون: رضا معراجي
ص٤٠٤