2 - اگر بايد اهل حلّ و عقد تكليف خليفه را معلوم مىكردند آنان هنوز زنده بودند چرا كار به آنها سپرده نشد ؟
3 - شيعه در اين اينكه امامت در يك خانواده است براساس قرآن و سنّت اشكالى ندارد شخص آن خانواده مورد بحث است .
4 - يزيد يك شخص خروسباز ، هوسباز ، ميمونباز ، سگباز و شرابخوار بود كه وقايع مهمّ حرّه ، آتش زدن كعبه ، و . . . . از كارهاى اوست چگونه شخص شايستهاى است ، ابن ابى شبيه نقل مىكند در جنگى يزيد شركت كرد و كنيزى را از مسلمانى گرفت و نمىداد آن مرد به ابو ذر متوسّل شد . ابو ذر به او گفت كنيزش را بده . او گوش نداد . ابو ذر گفت : از پيامبر شنيدم فرمود : اول كسى كه سنّت مرا تغيير دهد مردى از بنىاميه است ابو ذر اينرا گفت و رفت يزيد دنبالش آمد كه منظور پيامبر من هستم ؟ ابو ذر از روى مصلحت گفت : نمىدانم پس يزيد كنيز را داد .
5 - علماء عامّه از پيامبر نقل كردهاند كه فرمود : لا يزال هذا الامر معتدلا قائما بالقسط حتّى يثلمه رجل من بني اميّة يقال له يزيد ( خصائص الكبرى 2 / 139 ، صواعق ص 145 و اضافه كرده رجال حديث صحيح است )
اين دين محفوظ است و به قسط عدالت باقيست تا وقتىكه مردى از بنى اميّه در آن رخنه كند و او را يزيد گويند .
6 - يزيد همان شخص است كه بعد از واقعه اسفبار كربلا گفت :
ليت اشياخي ببدر شهدوا * جزع الخزرج من وقع الاسل
قد قتلنا القوم من ساداتهم * و عدلنا ميل بدر فاعتدل
فاهلو و استهلوا فرحا * ثمّ قالوا يا يزيد لا تشل
لست من حذف ان لم انتقم * من بني احمد ما كان فعل
بعث هاشم بالملك فلا * خبر جاء و لا وحى نزل