126 - عاقبت بهخير شدن سيّد حميرى
فضيل رسّان گفت : خدمت امام صادق ( ع ) رسيدم تا او را در شهادت عمويش زيد تعزيت گويم و اجازه خواستم و شعر حميرى را خواندم كه :
فالنّاس يوم البعث راياتهم * خمس فمنها هالك اربع
قائدها العجل و فرعونهم * و سامرى الامّة المفظع
و مارق من دينه مخرج * اسود عبد لكع او كع
و راية قائدها وجهه * كانّه الشّمس اذا تطلع
چون روز محشر شود پنج قوم با رايت و پرچم به پا شوند كه 4 عدد از اهل باطل است
جلو همه رايت باطل گوسالهپرستان و فرعون و سامرى قرار دارد .
به دنبال آنها كسى است كه از دين خارج شده آن تيربخت پست
و رايت پنجم كه پيشواى آن صورتش چون خورشيد است وقتى كه طلوع كند و او على ( ع ) است فضيل گويد اشعار را كه خواندم از پشت پرده صداى شيون اهل حرم را شنيدم امام پرسيد : اين اشعار كيست ؟ عرض كردم سيد حميرى فرمود : خدا رحمتش كند :
فقلت جعلت فداك انى رأيته يشرب الخمر فقال ( ع ) رحمه اللّه فما ذنب على اللّه ان يغفره لآل علىّ انّ محبّ علىّ لا تزلّ له قدم الا ثبتت له اخرى :
خدايش رحمت كند بر خدا اشگالى نيست كه او را به خاطر آل على بيامرزد همانا دوستدار على ( ع ) اگر با يك قدم بلغزد و خطا كند در قدم ديگر ثابت است و جبران مىكند ( آغانى 7 / 215 ) و در جلد 7 / 245 آغانى آمده حضرت فرمود :
يلحق مثله التوبهء و لا يكبر على اللّه ان يغفر الذّنوب لمحبّنا و مادحنا
127 - ضمانت پيامبر ( ص ) بهشت را براى خواننده اشعار سيّد حميرى
قال علّامه مجلسى فى بحار الانوار ( 11 / 150 )
وجدت فى بعض تاليفات اصحابنا انّه روى باسناده عن سهل بن ذبيان قال دخلت على الامام علىّ بن موسى الرّضا ( ع ) فى بعض الايّام قبل ان يدخل عليه احد من النّاس فقال لى مرحبا بك يا بن ذبيان