فصل دوم اشعار سيّد حميرى
123 - اشعار سيّد حميرى درباره غدير خم
يا بايع الدّين بديناه * ليس بهذا امر اللّه
من اين ابغضت علىّ الوصىّ * و احمد قد كان يرضاه
من الّذى احمد بينهم * يوم غدير الخم ناداه
اقامه من بين اصحابه * و هم حواليه فسّماه
هذا على بن ابيطالب * مولى لمن قد كانت مولاه
فوال من والاه يا ذا العلا * و عاد من قد كان عاداه
اى كسى كه دين را به دنيا فروختى خدا چنين امر نكرده است .
به چه علت على ( ع ) را دشمن دارى درحاليكه پيامبر از او راضى بود .
چهكسى است كه پيامبر ( ص ) در روز غدير درميان آنها او را فراخواند .
و از بين اصحابش به پا داشت و نام او را برد و گفت .
اين على ( ع ) پسر ابيطالب مولاى كسى است كه من مولاى او هستم .
خدايا دوست دار دوستدار او را و دشمن دار دشمن او را .
124 - غديريه مذهبيه سيّد حميرى
وى غديرهء ديگرى دارد كه 112 بيت است و مشهور به مذهبيه است كه در آن از لفظ نصب كه جز براى امامت به كار نمىرود استفاده كرده است و علّامه امينى قسمتى از آن را در جلد دوم الغدير آورده است از جمله :
و بخمّ اذ قال الاله بعزمه * قم يا محمّد فى البريّة فاخطب
و انصب ابا حسن لقومك انّه * هاد و ما بلّغت ان لم تنصب